سه شنبه 29 خرداد 1397

جهان آینده (8)

   نوشته شده توسط: علیرضا امنیه برازجانی    نوع مطلب :خاطرات و درس های زندگی من ،

نبرد دوستان دروغین خدا و دوستان حقیقی خداوند
تمام کسانی که با زورِ شمشیرو ترس ا زمرگ ،دین خدا را قبول می کنند. هرگز درقلب و اندیشه ی بیمار خود ،خدا را باور نکرده و با اخلاص پرستش نمی کنند. ابوسفیان و هم اندیشه های او مکتب اسلام تازه را با نیرنگ و حیله پذیرفتند. و از همان زمان که ذکرخدا و پیامبر برزبان ایشان جاری شد .قلب آنان دراختیار ابلیس و گوش به فرمان شیطان بودند .تا درلباس اسلام ،با اسلام جنگ کنندو از ریشه نابودش سازند .مشرکان تازه مسلمان شده یا همان فرزندان آزادشده ازشرک و بُت پرستی، برای خداوند نماز می خواندند و در اعماق قلب سیاه خویش، شیطان را سجده می کردند. اینان که در ظاهرمسلمان و درباطن ،باطل و کافربودند. همیشه در فکرتوطئه و تهمت زدن و مردم فریبی علیه پیامبر و یاران او برمی آمدند.هرچه قدرت آنان بیشترمی شد.کینه ها و نفرت و جنگ طلبی ایشان آشکارترمی شد. درسپاه پیامبر اسلام یک نفربود که بیشترین زخم ها را برمشرکان مکه وارد کرده بود. بسیاری از دشمنان پیامبرخدابا ذوالفقار علی (ع) کشته و روانه ی جهنم شده بودند.فرزندان این کافران بی دین و به ظاهرمسلمان شده به همراه یهودیان شکست خورده ی خیبرو بنی نظیرو ....دشمنان علی بودند. آنان همیشه درفکر نقشه و انتقام از او ، روز را به شب می رساندند.تا پیامبر زنده بود. محبوب ترین یارو دوست و برادر او، داماد و پسرعمو و سردارسپاه و علمدارش ،یعنی علی (ع)بود. همه می دانستند که بعدازپیامبر علی شایسته ترین فرد برای جانشینی اوست. و دشمنان نمی خواستند .و بالاخره بعد از شهادت و مسموم شدن پیامبر با کودتایی نرم و زیرکانه ،علی را برکنار کردند. دیگری را به جای پیامبر انتخاب کردند. و کم کم مشرکان قریش یعنی ابوسفیان و .... به قدرت رسیدند.و 25 سال علی را خانه نشین کردند.و مردم بعد از مرگ سومین خلیفه، به سراغ علی آمدند و او را با التماس و اصرار خلیفه کردند.و دشمنی ها دوباره با علی و خاندان پیامبر شروع شد...

ادامه دارد.


برچسب ها: دشمنان علی-ابوسفیان تازه مسلملنان-کفرو ایمان داستان شرک و باطل ،

شنبه 26 خرداد 1397

جهان آینده (7)

   نوشته شده توسط: علیرضا امنیه برازجانی    نوع مطلب :خاطرات و درس های زندگی من ،

شروع دشمنی با اسلام

درسال 61هجری قمری بیش ازهزاروسیصدو....سال پیش در سرزمین عراق ،بیرون از شهرکوفه ، جنگی بزرگ درکربلا شروع شد . جنگی یک روزه که شروع و پایان آن در روزدهم عاشورای  61 هجری قمری بود. آن زمان حاکم جهان اسلام یزید، فرزند معاویه فرزند ابوسفیان بود. وقتی حضرت محمد از سوی خداوند قادر و دانا به پیامبری رسید. ابوسفیان بزرگ و رئیس شهرمکه بود. دشمنی با دین جدید آغاز شد. تعداد بسیار کمی با پیامبر جدید همراه شدند.بزرگان و ثروتمندان مکه، با آن ها دشمنی کرده، و به مدت سه سال در درِّه ای به نام ابی طالب، آن ها را زندانی و محاصره کردند. ابوسفیان می خواست باکشتن محمد و یاران اندک او، دین اسلام را در شروع آن نابود کند. ولی خداوند اراده کرده بود تا اسلام به عنوان آخرین دین و مکتب انسان، به سرانجام برسد. پیامبر و یارانش از شهر مکه به مدینه مهاجرت کردند تا از سختی ها و محاصره و تحریم دشمنان خدا، دور شوند. در شهر مدینه پیامبر در کنار یاران با وفای خود اولین مسجد را ساخت و حکومت اسلامی شروع شد.. کم کم یهودیان مدینه که قدرت زیادی داشتندو با پیامبر اسلام ضعیف ترشده بودند، شروع به دشمنی با دین جدید کردند. چندین جنگ بزرگ بین پیامبر و یهودیان بنی قریضه و بنی نظیرو بنی کلب و ....آغاز شد.و درنهایت یهودیان با شکست ازشهر مدینه رانده شدند .امّا دشمنی ایشان ادامه داشت.باقی مانده ی یهودیان با ابوسفیان و دیگردشمنان پیامبر، درشه رمکه پیمان بستند تا در جنگی دیگر از آیین جدید انتقام بگیرند.نام این جنگ (احزاب) یا خندق یود.که با دلاوری و شجاعت حضرت علی (ع)داماد و پسرعموی قدرتمند پیامبر، یهودیان و ابوسفیانی ها شکست خوردند و. بعد از 13سال پیامبرکه قدرتمند شده بود با یاران بسیاری به سوی مکه لشکرکشی کرد.و در نهایت ابوسفیان و یاران او از ترس مرگ و نابودی، به ظاهرمسلمان شدند و با بخشش پیامبر به آیین اسلام روی آوردند .ولی دشمنی ها ادامه دارد. در پنهان.......

ادامه دارد.


برچسب ها: اسلام -دشمنی یهود-ابوسفیان و پیامبر-جنگ حق و باطل ،

پنجشنبه 24 خرداد 1397

جهان آینده(6)

   نوشته شده توسط: علیرضا امنیه برازجانی    نوع مطلب :خاطرات و درس های زندگی من ،

شروع نبرد بزرگ

خداوند در انتظار ورود انسان به بهشت است. و ابلیس در آرزوی جهنِّمی شدن تمام انسان ها است. روزی که فرشتگان به فرمان خداوند توانا مجبور به سجده بر انسان خاکی شدند.شیطان سرپیچی کرد.چون خودش را برتر از انسان خاکی می دید.خداوند فرمود :من چیزی می دانم که شما نمی دانید.و تنها ابلیس بود که قبول نکرد. خداوند تا پایان جهان به شیطان زمان داد تا زنده بماند.و شیطان قسم خورد تا انسان هایی را که خداوند از همه ی مخلوقات و آفریده هایش بیشتر دوست دارد. گمراه کند. تا به خداوند ثابت کند.اشتباه کرده است و انسان لایق سجده نبود. و خداوند قبول کردو شیطان فقط با حرف و وسوسه و زیبا نشان دادن دنیا و زندگی پوچ فانی، شروع به نبردی بزرگ با خدا کرد. بسیاری از انسان ها برده و بنده و سرباز ابلیس شده اند. و با نافرمانی و گناه و عصیان و شهوت پرستی،  به جنگ خدا رفته اند.سربازان شیطان در برابر قدرت خداوند و سربازان درستکار پروردگار در ظاهر نیرومند هستند. اما. خداوند و دوستان خدا، همیشه پیروز و سربلند خواهند شد. و ما به پایان راه رسیده ایم.نتانیاهو ، ترامپ، اروپای ضعیف و بی وفا و دروغگو و ترسو ،آل سعودِ مُفت خور و ضِدِّ دین و اسلام فروش، و خدا دوستان و عابدان ضِدِّ مسیح و محمدو موسی، سربازان ابلیس و دوستان حقیقی و خدا جویان و درست کاران مسیحی و یهودی و مسلمان و ....سربازان خداوند هستند. و ما در آغاز یک جنگ بزرگ ویران کننده در آخرالزمان قرار داریم. .....

ادامه دارد. 


برچسب ها: نبد نهایی- سربازان ابلیسو خداودوستانش- شروع یک نبرد بزرگ جهانی ،

یکشنبه 13 خرداد 1397

جهان آینده (6)

   نوشته شده توسط: علیرضا امنیه برازجانی    نوع مطلب :خاطرات و درس های زندگی من ،

و اینک آخرالزمان  1

دنیا با تمام تلخی و شیرینی به آخر می رسد.ما مردمی هستیم که در آخراِلزِّمان زندگی می کنیم. از دیدگاه اهل فن، مسیحی ها. یهودی ها و مسلمانان ،شرایط کنونی بسیار به آخرالزمان شباهت دارد. نستراداموس، نیوتن، اینکاها، و بسیاری از روایات مسلمانان ،در کتاب های خود،شرایط امروز را نزدیک به پایان جهان معرفی کرده اند. خیلی ساده است. با یک جستجو در اینترنت درباره ی اتفاقات نزدیک به آخرالزمان همه می دانید  .که پایان ظلم و ستم و دروغ و مردم فریبی و اشغالگری ،  با ظهور مُنجیِ آخرالزمان و حضرت عیسی مسیح (ع) ،به پایان می رسد. انسان در روزگار منجی موعود، به بهترین شیوه زندگی خواهد کرد. خداوند بهشت را در روی زمین گسترش خواهد داد. تا تمام مکتب ها و ایسم های بی لیاقت بدانند .که راه سعادت انسان فقط اطاعت از خداوند، پیامبران و کتاب های آسمانی است. خداوند در انجیل و تورات و  زبور و قرآن و صحیفه های حضرت ابراهیم و نوح و .... راه رسیدن به رستگاری و بهشت را به ما نشان داده است. امّا ما انسان ها فراموش کرده ایم. ما با شیطان بزرگ و مردان شیطان صفت دوستانه رفیق ، و با خدای خود قهر کرده ایم.


برچسب ها: شرایط آخرالزمان-پایان-ستم انسان- ظهور نزدیک است . ،

سه شنبه 8 خرداد 1397

جهان آینده (5)

   نوشته شده توسط: علیرضا امنیه برازجانی    نوع مطلب :خاطرات و درس های زندگی من ،

خشم خداوند ا آخرین هشدار

دیده و شنیده اید .وقتی پدر و مادر یا استاد و معلم و مربی از فرزند و دانشجو یا دانش آموز خویش ناراحت می شوند .  او را با بی توجُّهی و رو برگرداندن و اَخم و  قهر و ....پاسخ می دهند. تا آن ها را مُتوجِّه اشتباه خود سازند. پدرو مادر بعد از دیدن اشتباه فرزندان خود و با گذشت فراوان ،کم کم شروع به نصیحت و هشدار و ناراحتی و ...میکنند. چون فرزند خود را دوست دارند.آن ها  به تجربه آموخته اند که راه و رفتار و کردار فرزندشان ،پایانی بد و جهِّمی خواهد داشت .پس با هر شیوه ای  سعی دارند او را از راه اشتباه به مسیر درست هدایت کنند. حتی گاهی با تنبیه و زندانی کردن و ...و اینک خدای ما که میلیون ها مرتبه بیشتر از پدر و مادر، انسان را دوست دارد. حق دارد ما را تنبیه کند. تا به راه شیطان نرویم .از زمان آخرین پیامبر تا امروز نزدیگ به 14قرن می گذرد. بیشتر مردمِ امروز ِجهان، رزق و غذای خدا را می خورند و از شیطان اطاعت می کنند. چقدر خدای ما در عصر کنونی غریب و تنهاست. زندگی بعد از مرگ ما تا هزاران سال دیگر ادامه خواهد داشت و میلیاردها انسان دیگر ،بدون ما زندگی خواهند کرد. ولی خدا همان خداست .خداوند پایانی ندارد .همیشه بوده و خواهد بود . زلزله و سیل و آتشفشان و باران تند و طوفان و آتش و رعد و برق ،از نشانه های قدرت خداوند هستند . آری می دانم همه ی آن اتفاق ها ، دلیل علمی و منطقی دارند . پس چرا باران گاهی آباد کننده و گاهی ویران کننده است. باد، گاهی نسیمی خنک و گاهی طوفانی مرگبار است. خداوند با این نشانه های علمی به انسانِ بی خدا ، هشدار می دهد. تنبیه می کند و فریاد می زند. که ای انسان ِناسپاس ، از شیطان که دشمنی آشکار است دور شو . و با خدای خود که دوستی مهربان و دانا و توانا و قدرتمند است .دوستی و همراهی کن.

ادامه دارد.....


برچسب ها: خشم خدا-خدای غریبو انسان نا سپاس- آخرالزمان ،

سه شنبه 8 خرداد 1397

جهان آینده (4)

   نوشته شده توسط: علیرضا امنیه برازجانی    نوع مطلب :خاطرات و درس های زندگی من ،

از آدم تاخاتم

ازآغازکه خلقت با حضرت آدم شروع شد.(124000)پیامبر از جانب خداوند حکیم و عزیز برای هدایت انسان فرستاده شدند.. تا انسان را از بدی های شیطانی دور کرده،  به خوبی های رحمانی و اهورایی و خداپسندانه دعوت کنند. عده ای که شنیدندو اطاعت کردند، همراه پیامبرشان رستگار شدند .و خدا از آن ها راضی شد. مثل حضرت نوح و یارانش. آن انسان هایی که پیامبران را مسخره کردند و با شیطان دوست و همراه شدند فریب خوردند و خشم خدا را خریدند . بی نصیب از دنیا و بی بهره از آخرت ، زیان کردند. امروز ما سرگذشت ایشان را در کتاب های مقدس تورات و انجیل و قرآن و ... می خوانیم و تعجب می کنیم .تمام ادیان و مذاهب الهی از سوی یک خداوند ،با یک حرف ،یک هدف آمدند. دوری از ابلیس و دوستی با خداوند دانا و توانا . حضرت موسی با معجزه ی عصا و اژدها، حضرت عیسی با اعجاز زنده کردن مُردگان و شفای بیماران و آخرین پیامبر، بانام محمد، با دین و مکتب اسلام آمد با همان حرف ها و همان هدف ها. راستی چرا، آن همه پیامبر آمدند؟ چون از پایان زندگی یک پیامبر تا حضور پیامبری دیگر ، همه ی مردم دوباره خدا را فراموش کرده ، بنده و شاگرد شیطان می شدند.و باز خدا بود و مهربانی و محبّت و گذشت و عشق او به انسان .خدا دوست دارد تمام انسان ها به بهشت بروند .خداوند دوست دارد با شکست شیطان، برتری انسان را به عالم نشان دهد . و ما انسان ها چقدر ناسپاس و فراموش کار هستیم . ما به خدای خود احترام نمی گذاریم. در عبادت ها سست و بی توجُّه هستیم. در گناه و اشتباه نترس و گُستاخ،......


ادامه دارد....


برچسب ها: انسان گستاخ-ناسپاسی-خداند مهربان- پیامبران. ،

جمعه 4 خرداد 1397

جهان آینده (3)

   نوشته شده توسط: علیرضا امنیه برازجانی    نوع مطلب :خاطرات و درس های زندگی من ،

فردا یعنی چه؟

فردای ما نتیجه ی تلاش وبرنامه ریزی و کسب دانش و خواستن و توانستن ماست. فردای ما آرزوهای به ثمر رسیده ی امروز ماست. فردای ما زمان رسیدن میوه ی شیرینی است که درخت آن را امروز کاشته ایم. چقدر آسان می شود به آرزوها رسیدن و رؤیاها را تعبیرکردن. اگر با دوستان حقیقی و یاران دلسوز و مُتِّحدان وفادار و مُخلص ،همدل و همراه باشیم. من و دوستم مثل دو ریل خط آهن ، موازی و همراهیم و قطار آرزو را به مساوی بر شانه های همت و تلاش خود،تا مقصد نهایی حمل می کنیم. دیروزما ،تصویری از خاطراتی مُرده و دور ازواقعیت  است. گذشته ی ما چراغی برای روشن کردن جاده ی امروز ماست. تجربه ها مسیر پیروزی را کوتاه ترمی کنند. انسانی که ازگذشته ی زندگی خود درس نمی گیرد امروز را با غم و اندوه و فردا را با حسرت و ناکامی تمام می کند. اگر امروز ما از دیروز ما بهتربود . انسان موفقی هستیم. همین مُوفقیّت های کوچک ، ولی همیشگی است که قدم به قدم ما را به آرزوهای خویش نزدیک می سازد.


ادامه دارد. 


برچسب ها: قطارآرزوها-موفقیت-همدلی-تجربه- فردای ما ،

سه شنبه 1 خرداد 1397

جهان آینده (2)

   نوشته شده توسط: علیرضا امنیه برازجانی    نوع مطلب :خاطرات و درس های زندگی من ،

زندگی خوب..

ما از جایی به دنیا آمدیم.و درجایی به آخرمی رسیم. شروع زندگی و تولد ما به اختیار کسانی بود که بعدها به آن ها پدر و مادرگفتیم. بزرگ شدیم و زندگی امروزمان را در دست گرفتیم. مرگ و پایان زندگی ما، در دستان خداست. ما نه در زمان تولدومرگ ،هیچ اختیاری نداشتیم . مرگ و زندگی ما با اراده و خواست دیگران بوده وهست. اراده ای که یکی را شاهزاده و یکی را بینوا و یکی را آقازاده و....کرد. شیر ،بچه شیرمی زاید و .....  خدا را شکر که بین این آغاز و پایان تحمیلی و اجباری ،خداوند اختیار زندگی دنیایی را به خودمان داده است.. البته اگر بنده و برده کسی نباشیم .حالا ما هستیم  و آرزوها و تلاش ها و فردایی که باید بسازیم .خیلی چیزها و علت ها در زندگی و شخصیت یک انسان نقش دارند. اما هر کسی مسؤول زندگی خویش است. ما در قبر خودمان می خوابیم و باید باورکنیم زندگی خوب حق ماست. بزرگی و موفقیت همان قُلّه ی کوهِ بلند آرزوهای ماست. باید با پای اراده ی خویش آنجا را فتح کنیم. هیچ کس ما را بر شانه زحمت خود به هیچ قله ای نخواهد نشاند......

ادامه دارد ....... 


برچسب ها: زندگی و ...اراده ی ....تلاش ..آرزو.. ،

یکشنبه 30 اردیبهشت 1397

جهان آینده (1)

   نوشته شده توسط: علیرضا امنیه برازجانی    نوع مطلب :خاطرات و درس های زندگی من ،

سلام به همه ی انسان های آزاده ی جهان.

می خواهم باشما از فردای پیش روی خود سخن بگویم .دوستان زندگی آغازی اشک آلود است بین یک تولد هیجان انگیز و یک مرگ ناباورانه و غم انگیز.زندگی ازجایی شروع می شود و در جایی به پایان می رسد.دنیای ما بادست ما آبادشد.تکنولوژی به اوج خود رسیده است.اما افسوس ازخدای خود فاصله گرفته ایم.خداوند در اوج تنهایی و غربت خود انسان را به تماشا نشسته است.آیا کسی هست خدا را به خاطر خودش دوست داشته باشد.آیا خدا را عبادت می کنیم.برای احترام به زندگی و نعمت و جان و سلامتی خویش از خدای مهربان سپاس گزاری می کنیم .آیا به مسجد و کلیسا و کنیسه و معبد می رویم .خدا غریبانه در انتظار شنیدن صدای مناجات و دعای ماست.ما برای خالق خود ناز می کنیم.نه نمازی نه دعایی نه عبادت و روزه ای نه سجده ای و نه احترامی .خداوندصبور وباگذشت و مهربان است .بترسیم از خشم خدا،که انسان را ذوب و نابود می کند.آن گونه که انسان های قبل از ما را مجازات کرد .به دلیل نافرمانی و گردنکشی و تکبر و شیطان پرستی. خشم خدا زلزله و سیل و خشکسالی و بیماری لاعلاج و سونامی و .... نیست این ها نشانه ی اندکی از دلگیری خداست از انسان های بی خدا. 

در ادامه.....


برچسب ها: خدای غریب-انسان ناشکر-فراموشی-عذاب-فردای انسان- ،

یکشنبه 10 دی 1396

نا اُمیدی

   نوشته شده توسط: علیرضا امنیه برازجانی    نوع مطلب :خاطرات و درس های زندگی من ،

نا اُمیدی یعنی دست کشیدن از مُبارزه برای رسیدن به رؤیاها و آرزوها . نا آُمیدی شروع تسلیم در برابر مشکلات زندگی است . آغاز تنهایی و خانه نشینی .وقتی انسانی شکست می خورد باید با فکر پیروزی دوباره زندگی کند. مثل وقتی که به زمین می خوریم برای دوباره ایستادن باید تلاش کنیم. وقتی می توانیم با تلاش و برنامه ریزی پیروز باشیم، چرا با تنبلی  و بی نظمی شکست را تجربه کنیم . شکست یعنی تسلیم شدن . مردان بزرگ از هر شکستی درسی برای پیروز شدن می آموزند. تا زنده ایم باید زندگی کنیم . تا نفس می کشیم پس هستیم و تا هستیم باید برای رسیدن به رؤیاها ی خود تلاش کنیم .کسی که با شکست و نا اُمیدی مبارزه می کند همیشه پیروز و سربلند است . 


برچسب ها: آرزوها ، امیدواری-تسلیم نه ،

جمعه 24 شهریور 1396

هیچ اتفاقی،اتفاقی نیست

   نوشته شده توسط: علیرضا امنیه برازجانی    نوع مطلب :خاطرات و درس های زندگی من ،

امروز پنج شنبه تراشکاری آقا محسن بودم. برای تنظیم قرقره ها ی دستگاه خودساخته ی بدنسازی ام. که تا به حالا بدون دستمزد کار اجرایی فقط خرید وسایل و...ده میلیون هزینه برداشته است. فدای مولا علی (ع) و زینب و زهرا (س) .دیدم گوشی همراه من زنگ می خورد .کسی که سه سال پیش تا امروز او را ندیده بودم و حتی تماس تلفنی هم نداشتیم. تعجب کردم .جواب دادم. گفت زنگ زده بودی ؟ گفتم نه .شاید دستم اشتباهی به گوشی خورده و غیره ...بعد از حال و احوالپرسی . خداحافظی کردم. گذشت تا غروب اول بازار شهر نان خریدم و موقع برگشت سوار بر موتورسیکلت دیدم همان آدم کنارم ایستاده . گفت از این جا عبور می کردم شانسی دیدمت آمدم سلام کنم و ...گفت حالم خوب نیست .نمی دانم کجا هستم . برای چی بیرون آمدم .گفتم رنگ به صورت نداری چی شده؟ . اسیر دنیا شدی خیلی فکرت مشغوله .یک مرتبه گفت آخ آخ آخ از روی موتور سیکلت خودش که سوار بود داشت می آفتاد که من سریع دستش  را گرفتم .با کمر درد شدیدی مواجه شدم چون وزن دوست ما خیلی خیلی از استاندارد خارج شده .نزدیک زمین دستش رها شد و آفتاد. سریع موتور را کنار بردم شروع کرد به لرزیدن و تشنج. حالم بد شد. چند نفر جمع شدند. گفتند .دهانش بسته نشه .سریع انگشت میانی را بین دندانش قرار دادم .چنان فشاری داد که گفتم شکست. الآن با کمر درد و انگشت باد کرده و ناخن سیاه دارم می نویسم. ماشین اُرژانس  بعد از مدتی که حال مریض خوب شده بود پیدا شد . کمر درد من بیشتر شد طوری که به زور ایستاده بودم .او را تا ماشین اُرژانس کمک کردم . دوستش که آمد و او را کامل شناخت. گوشی موبایل و  موتورش را خودش تحویل دوستش داد و با  ماشین ُارژانس به بیمارستان رفتند .من با انگشت سیاه و پاره و کمردردی شدید با نان و ...به خانه پدری برگشتم. تعریف کردم. مادرم گفت :این خواست خدا بوده تا به طور اتفاقی صبح به گوشی او زنگ بخورد و عصر اتفاقی تو را ببیند و برای سلام کردن پیش تو بیاید و اتفاقی بایستد و سوار نباشد و اتفاقی تشنج کند. مادرم گفت این خواست خدا بود تا با کمک شما یک انسان از مرگ نجات یابد .فکر کنید اگر او به راه خود ادامه می داد و سوار موتور روشن ،بی هوش می شد چه اتفاقی برای او روی می داد. خدا کند از اتفاقات زندگی اتفاقی عبور نکنیم و درس بگیریم . مرگ از رگ گردن به انسان ها نزدیک تراست. با خدا باشیم تا همیشه نجات بخش ما باشد .دوست بیمار ما انسان خوبی است و به همه کمک می کند دلسوز و یاور دوستانش است .و خدا برای همین او را نجات داد.
بنی آدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک پیکرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
تو کز مِحنت دیگران بی غمی
نشاید که نامت نهند آدمی
 
آدم باشیم .خودمان را به کمتر از بهشت نفروشیم.


برچسب ها: اتفاقی ها- حکمت اتفاق ها- درس زندگی اتفاقی ،

پنجشنبه 23 شهریور 1396

شیخ عمران

   نوشته شده توسط: علیرضا امنیه برازجانی    نوع مطلب :خاطرات و درس های زندگی من ،


سه شنبه 21 شهریور 1396

درد دل با خدا

   نوشته شده توسط: علیرضا امنیه برازجانی    نوع مطلب :خاطرات و درس های زندگی من ،


با خــــدا بودن خــــدایی را  نصیبت  تو کنـــد
خلــق دنیــــا را خـــــدا یک جا جبیب تو کنـــد
لحظه های غم خدایت غمگُسارت می شود
زخـــم اگرداری خــدا مرهم گزارت می شود


شنبه 11 شهریور 1396

انتقام شیطان (1)

   نوشته شده توسط: علیرضا امنیه برازجانی    نوع مطلب :خاطرات و درس های زندگی من ،


خداوند همه چیز را خلق کرد. انسان را آفرید و از روح خودش در او دمید. خدا انسان را بیشتر از تمام مخلوقات خود دوست دارد. بهشت را رایگان به انسان بخشید. به شرط این که فقط خدا را دوست داشته ، تنها عاشق او بوده و ناسپاسی نکند. خداوند شیطان را آفرید تا انسان را به چالش بکشد.چه کسی خدا را دوست دارد. شیطان تلاش می کند تا ما را از خدا دور کُنَد. و دنیا را به جای بهشت برای ما زیبا بسازد. شیطان هیچ قدرتی ندارد .نمی تواند ببخشد نه بگیرد. فقط وسوسه و دلفریبی می کند. ویرانه ها را با رنگ و نقاشی در چشم ما ، آباد و زشتی ها را زیبا جلوه می دهد. خدا به خاطر ما شیطان را از بهشت بیرون کرد چون شیطان انسان را دوست نداشت. و حسادت می کرد. از خدا خواست به پاداش تمام عبادت ها، تا قیامت او را زنده نگاه دارد. و با خودش قرار گذاشت از انسان انتقام بگیرد. ابلیس می دانست  به بهشت نخواهد رسید. پس وعده کرد انسان را هم از بهشت محروم کند. ....

ادامه دارد...


برچسب ها: نبد ابلیس- خدا - چراشیطان پرستی ،

شنبه 11 شهریور 1396

احساس تنهایی

   نوشته شده توسط: علیرضا امنیه برازجانی    نوع مطلب :خاطرات و درس های زندگی من ،

کسی که با دیگران و برای دیگران زندگی می کند .همیشه احساس تنهایی عذابش می دهد. کسی که برای ارزش های خودش نفس می کشد. هیچ وقت تنها نخواهد شد. اگر برای خودمان گریه کنیم کسی نمی تواند لبخند را از ما بگیرد. اگر برای دیگران و با احساس غریبان لبخند بزنیم . وقت اشک ریختن تنها می مانیم. من در آرامشِ تنهایی ،برای آرزوهای خودم زندگی می کنم. همیشه با تفکر و احساس آزادی، رؤیاهای خودم را نفس می کشم. تنها هستم امّا احساس تنهایی نمی کنم. با خود و در خلوت به آرامش برس تا با جهان احساس دوستی و نزدیکی کنی. کسی که به خودش نزدیک باشد از دوری دیگران غمگین نمی شود   .ختم کلام ، به عشق آرزوهای خود نفس بکش تا دنیا با احترام باورهای تو را باور کند. برای رؤیای دیگران تلاش کردن یعنی تمام زندگی حقیر  ماندن و بی ارزش بودن .و......


برچسب ها: ختم کلام - حقیر ماندن ،

تعداد کل صفحات: 2 1 2

ابزار های وب فارسی ، نایت اسکین - کد مترجم گوگل