ارمغان شعروترانه برای آشنایی با عقاید و افکارهمدیگرو بیان موضوعات مختلف درقالب زیبای شعر و متن ادبی مطالبی نوشته ام.همه مخاطب اند. می خواهم بگویم بعنوان یک معلم هنوز به شاگردانم یادمی دهم. که علم بهتراز ثروت است .بگذار دنیادوستان کج اندیش غم نان را بهانه ی مرگ اندیشه و انسانیت خود قرار دهند.ما برای صلح جهانی و دوستی همگانی دوستانه می نویسیم تا ارزش ها را زنده نگاه داریم. همگان مخاطب اند.مرگ آغازیک زندگی جاودانه است. اگر تولدمان را دیگران با انتخاب خود رقم زده اند. بیاییم مرگ خود را باانتخاب خود زیباترین لحظه ی زندگی خود بسازیم.بهشت لایق ماست.خودرا به کمتر از آن نفروشیم. tag:http://borazjani.mihanblog.com 2018-01-17T20:31:57+01:00 mihanblog.com رسم مبارزه 2018-01-12T07:24:23+01:00 2018-01-12T07:24:23+01:00 tag:http://borazjani.mihanblog.com/post/899 علیرضا امنیه برازجانی درهیاهوی زوزه ی تُند باددرخت اُستوار، پایداراستوبا وزیدن نسیمبیدهای لرزان ازترس مرگسربه زیرمی میرندنسیم ، همیشگی نیستبرای زنده ماندنباید رسم مبارزه با طوفان را آموخت  90 درهیاهوی زوزه ی تُند باد

درخت اُستوار، پایداراست

وبا وزیدن نسیم

بیدهای لرزان ازترس مرگ

سربه زیرمی میرند

نسیم ، همیشگی نیست

برای زنده ماندن

باید رسم مبارزه با طوفان را آموخت

 

90

]]>
روشن دل بینا 2018-01-12T05:31:06+01:00 2018-01-12T05:31:06+01:00 tag:http://borazjani.mihanblog.com/post/898 علیرضا امنیه برازجانی دیده ها را می شنیدمولی شنیده ها را نمی دیدمافسوس چروکیده ی منبخاطرنادیدنی هایی نبود که می شنیدمآنان که دریا را به تماشا نشسته اندچرا کف ها را می نگرندوبا نگاه ذهنشانمرواریدهای اعماق را صید نمی کنندچرا آفتاب را تنها دلیل روزمی دانندمن درماتم این همه سیاهیمخمل سبزچمن را احساس می کنمبی آن که دستانم تختگاه شقایقی باشندمن زمستان رابی آن که کاج هایش سفید باشنددرهلهله ی شادی آفرین کودکانی که گلوله های پشمین نمناک را به هم هدیه می دهنداحساس می کنمهستی حقیقتی ست کهمردان روشن دل رابه درک خویش مهم دیده ها را می شنیدم

ولی شنیده ها را نمی دیدم

افسوس چروکیده ی من

بخاطرنادیدنی هایی نبود که می شنیدم

آنان که دریا را به تماشا نشسته اند

چرا کف ها را می نگرند

وبا نگاه ذهنشان

مرواریدهای اعماق را صید نمی کنند

چرا آفتاب را تنها دلیل روزمی دانند

من درماتم این همه سیاهی

مخمل سبزچمن را احساس می کنم

بی آن که دستانم تختگاه شقایقی باشند

من زمستان را

بی آن که کاج هایش سفید باشند

درهلهله ی شادی آفرین کودکانی که

گلوله های پشمین نمناک را به هم هدیه می دهند

احساس می کنم

هستی حقیقتی ست که

مردان روشن دل را

به درک خویش مهمان می کند

91

]]>
فردای من 2018-01-09T17:30:32+01:00 2018-01-09T17:30:32+01:00 tag:http://borazjani.mihanblog.com/post/894 علیرضا امنیه برازجانی فـردای مـن همـراه توفـردای دیگری ستدنـیـای پیـش روی مـا دنیـای دیگری ستوقـتـی نـبـودی ازخودم مـأیــوس تـرنـبـودبـا درد تـنهـــایی کسی مــأنـوس تـرنـبــودبـا تـو به روی غـصّـه وانـدوه می خـنــدمدل را به روی هرچه ناکامیست می بـنـدماز زندگـی سـرشــارم وازعشـق لـبـریــزمصـد بـاراگـرٱفتم زمیـن ازنـوبـه پـا خیـزمتـاهـمــدلی ودوسـتی هـا تکـیـه گـاه ماستتکـیـه زدن بـرقـلّـه تنـهـــا جـایگـاه ماستازعشق مجنون گشتن ودیوانگی خوشستبـرگـِرد شـمـع دوستان پروانگی خوشستبـرچـشــم خواب آلـــوده ازنـوآب می زن فـردای مـن همـراه توفـردای دیگری ست

دنـیـای پیـش روی مـا دنیـای دیگری ست

وقـتـی نـبـودی ازخودم مـأیــوس تـرنـبـود

بـا درد تـنهـــایی کسی مــأنـوس تـرنـبــود

بـا تـو به روی غـصّـه وانـدوه می خـنــدم

دل را به روی هرچه ناکامیست می بـنـدم

از زندگـی سـرشــارم وازعشـق لـبـریــزم

صـد بـاراگـرٱفتم زمیـن ازنـوبـه پـا خیـزم

تـاهـمــدلی ودوسـتی هـا تکـیـه گـاه ماست

تکـیـه زدن بـرقـلّـه تنـهـــا جـایگـاه ماست

ازعشق مجنون گشتن ودیوانگی خوشست

بـرگـِرد شـمـع دوستان پروانگی خوشست

بـرچـشــم خواب آلـــوده ازنـوآب می زنـم

من بوسه بـرخورشـیــد،بـرمهتاب می زنم

بـا هــم رسیـدن بـربلـنـدی ها،محال نیست

بـاوربکن ایـن آرزوست امـّا خـیـال نیست

روزی اگـرتـَرکـم کنی هــرروزمی میرم

یعنی که بـاورمی کنم مرگ است تقـدیـرم

بـال وپــربـشـکـســتـه ام را بـازمی کـنـــم

بـا تــوبــه ٱوج آسـمـــان پــروازمی کــنـم

تـوبـا حضـورت قلب من را شـاد می کنی

آری تـوبـا ارزش تـریـن گنجـیـنـه ی منی

92 

]]>
خطاب به رییس جمهور 2018-01-01T14:08:28+01:00 2018-01-01T14:08:28+01:00 tag:http://borazjani.mihanblog.com/post/891 علیرضا امنیه برازجانی دوباره آمـــــدی بیــــــا و با وفــــــــا باش به یادوعده هاکه داده ای به ماباش به روی شــــــانه های ما، ســــوارِ پیروزشکــــــوه عشق را ببین و با صفــا باشتــو چنـــــد سال پیـــش رو بزرگ مـاییبرای هر گلـــــو  گرفته ای ،صـدا باشرسیـــــــده بر بلنــــــــدی ریاست خلـقبه یاد نان سفــــــره های بی غذا باشتو را خطاب می کنــــم به حکـم قرآنبه یـاد مـردم فـقیـــــــــــــــر بی نـوا باشفقیــــــرها تو را به کهکشــان رساندندبیـــا و بی خیــــــال قــُوم اغنیــــــا باشبرای زخــــم

دوباره آمـــــدی بیــــــا و با وفــــــــا باش
به یادوعده هاکه داده ای به ماباش
به روی شــــــانه های ما، ســــوارِ پیروز
شکــــــوه عشق را ببین و با صفــا باش
تــو چنـــــد سال پیـــش رو بزرگ مـایی
برای هر گلـــــو  گرفته ای ،صـدا باش
رسیـــــــده بر بلنــــــــدی ریاست خلـق
به یاد نان سفــــــره های بی غذا باش
تو را خطاب می کنــــم به حکـم قرآن
به یـاد مـردم فـقیـــــــــــــــر بی نـوا باش
فقیــــــرها تو را به کهکشــان رساندند
بیـــا و بی خیــــــال قــُوم اغنیــــــا باش
برای زخــــم های کهنه ای که داریم
به خاطــرخـــــــدا بیـا دمی شفـــا باش
بزرگ ما، عزیز ما، رییس جمهـــــــــور
بترس از خدا ،همیشه با خـــــدا باش
نگــاه کن به سیــــــل پُر خروش ملّـت
پنــــــاه هر غریب و یار آشنـــــــــــا باش
مبـــــــــارک  تـو  بــاد  کـرسی ریاســـت
 به فکــر صــد هزار درد بی دوا باش 
تو ذوالفقـــــار مرتضـی بدست داری
بیـــــا و مُشت بر دهان اشقیـــــا باش
چـــرا علی هنوز ،زنده در زمان است
به غیــرت علی قسم که بی ریا باش
   


]]>
نا اُمیدی 2017-12-31T00:13:50+01:00 2017-12-31T00:13:50+01:00 tag:http://borazjani.mihanblog.com/post/890 علیرضا امنیه برازجانی نا اُمیدی یعنی دست کشیدن از مُبارزه برای رسیدن به رؤیاها و آرزوها . نا آُمیدی شروع تسلیم در برابر مشکلات زندگی است . آغاز تنهایی و خانه نشینی .وقتی انسانی شکست می خورد باید با فکر پیروزی دوباره زندگی کند. مثل وقتی که به زمین می خوریم برای دوباره ایستادن باید تلاش کنیم. وقتی می توانیم با تلاش و برنامه ریزی پیروز باشیم، چرا با تنبلی  و بی نظمی شکست را تجربه کنیم . شکست یعنی تسلیم شدن . مردان بزرگ از هر شکستی درسی برای پیروز شدن می آموزند. تا زنده ایم باید زندگی کنیم . تا نفس می کشیم پس هستی نا اُمیدی یعنی دست کشیدن از مُبارزه برای رسیدن به رؤیاها و آرزوها . نا آُمیدی شروع تسلیم در برابر مشکلات زندگی است . آغاز تنهایی و خانه نشینی .وقتی انسانی شکست می خورد باید با فکر پیروزی دوباره زندگی کند. مثل وقتی که به زمین می خوریم برای دوباره ایستادن باید تلاش کنیم. وقتی می توانیم با تلاش و برنامه ریزی پیروز باشیم، چرا با تنبلی  و بی نظمی شکست را تجربه کنیم . شکست یعنی تسلیم شدن . مردان بزرگ از هر شکستی درسی برای پیروز شدن می آموزند. تا زنده ایم باید زندگی کنیم . تا نفس می کشیم پس هستیم و تا هستیم باید برای رسیدن به رؤیاها ی خود تلاش کنیم .کسی که با شکست و نا اُمیدی مبارزه می کند همیشه پیروز و سربلند است .  ]]> اُختُ الرّضـا 2017-12-28T17:08:15+01:00 2017-12-28T17:08:15+01:00 tag:http://borazjani.mihanblog.com/post/889 علیرضا امنیه برازجانی معـصــوم یزدان دختر موسی بن جعـفـرای فاطـمـه ،ٱختُ الرّضـا،همـنــام کـوثـرتو نو ر چشمان علی مـوسی الرّضـاییدرمـان گَـــرِ زخــــمِ دل  مجـروح مــایـیروزی رسـانِ سفــــره ی بی چـارگــانیای بـا سخاوت شیـعـیــان را مـیــزبــانیهم خواهرو هم عمّـه هـم دُختِ امامیخوشبخت آن کـه بشنـود از تـو سلامیدست دل مــا را بگیـــر ای نـــور احـمــدبـهـــر زیـارت آمدیـم از شهــــر مشهـــددارُ الـشِّفـــای درد مـــا، دارُ الـنـعـیـمـیای جلوه گـاه حق، صـراط المستقـیـمیٱختُ الرّضا، معـصــومـه ای پاک&nbs معـصــوم یزدان دختر موسی بن جعـفـر

ای فاطـمـه ،ٱختُ الرّضـا،همـنــام کـوثـر

تو نو ر چشمان علی مـوسی الرّضـایی

درمـان گَـــرِ زخــــمِ دل  مجـروح مــایـی

روزی رسـانِ سفــــره ی بی چـارگــانی

ای بـا سخاوت شیـعـیــان را مـیــزبــانی

هم خواهرو هم عمّـه هـم دُختِ امامی

خوشبخت آن کـه بشنـود از تـو سلامی

دست دل مــا را بگیـــر ای نـــور احـمــد

بـهـــر زیـارت آمدیـم از شهــــر مشهـــد

دارُ الـشِّفـــای درد مـــا، دارُ الـنـعـیـمـی

ای جلوه گـاه حق، صـراط المستقـیـمی

ٱختُ الرّضا، معـصــومـه ای پاک  ونجیبی

مشکـل گشـــایی،آیـه ی امَّـن یُـجیـبـی

شب هــای قلب زائــران  روشــن ز نورت

بـر شهــــر قُــم منّت  نهــادی با حضورت

95

 

]]>
امام یازدهم 2017-12-27T15:20:54+01:00 2017-12-27T15:20:54+01:00 tag:http://borazjani.mihanblog.com/post/888 علیرضا امنیه برازجانی قصــد زیـارت کرده ام بـا مـا وفـــا کـنآقـای ما یک گوشه چشمی هم به ما کـنآقــــا اجـابـت کـن بـیــایــم دست بـوستآقــــا مـــرا ازدست دلتنگی رهــــا کــنمــن نـذرکــردم تــا ببوســم مَـرقـدت راآقـــا بــه جــان مهــدیـت نــذرم ادا کــنتـا خـاک پـاک سـامـــرایت را بـبـوســمیک بارای آقــــای مـا مـا را صــدا کـنبـا تــوغریبی می کنـم شـرمنــده هسـتـمبا لطـف خود ما را به عشقت آشنــا کنمـشـتــــاق دیــداریــم و دلتنگ  زیـارتدلتنگی دل هــای شــیــــــدا را دوا کــنارباب خوب ومهــــربـان وبـا سخ قصــد زیـارت کرده ام بـا مـا وفـــا کـن

آقـای ما یک گوشه چشمی هم به ما کـن

آقــــا اجـابـت کـن بـیــایــم دست بـوست

آقــــا مـــرا ازدست دلتنگی رهــــا کــن

مــن نـذرکــردم تــا ببوســم مَـرقـدت را

آقـــا بــه جــان مهــدیـت نــذرم ادا کــن

تـا خـاک پـاک سـامـــرایت را بـبـوســم

یک بارای آقــــای مـا مـا را صــدا کـن

بـا تــوغریبی می کنـم شـرمنــده هسـتـم

با لطـف خود ما را به عشقت آشنــا کن

مـشـتــــاق دیــداریــم و دلتنگ  زیـارت

دلتنگی دل هــای شــیــــــدا را دوا کــن

ارباب خوب ومهــــربـان وبـا سخــاوت

بـا دیـدنـت چـشــم دل مـا را شـفـــــا کـن

شرط زیارت جان اگر باشد چه باک است

قـابـل بــدان،منّت گـذار،مـا را جـــدا کـن

باعشق تـوجان می دهـم ، هـرپاره ام را

تــوخـاک پـــای زائـــران ســامـــرا کـن

درانـتـظــار مهــدیـت دلتنگ و خـسـتـــه

جـان هـا بـه لب آمـد امـامـا تـودعــا کـن

 


]]>
من وعشقی 2017-12-27T15:18:24+01:00 2017-12-27T15:18:24+01:00 tag:http://borazjani.mihanblog.com/post/887 علیرضا امنیه برازجانی من ودنیایی ازحسرت،شبیه شمع خاموشممن وعشقی که بعدازمُردنم کرده فراموشممن وآن آخرین جامه که بالاجبارمی پوشممـن و بی جانی وبارگنـاهانی که  بـردوشم


من ودنیایی ازحسرت،شبیه شمع خاموشم

من وعشقی که بعدازمُردنم کرده فراموشم

من وآن آخرین جامه که بالاجبارمی پوشم

مـن و بی جانی وبارگنـاهانی که  بـردوشم

]]>
لبـاس پاک ســـربازی 2017-12-25T04:35:29+01:00 2017-12-25T04:35:29+01:00 tag:http://borazjani.mihanblog.com/post/886 علیرضا امنیه برازجانی ســـلام ای حافـــظ ایران ، تو از نســل دلیــرانیعمــــود خیمـــه ی عزَّت، حصــــار مرز ایرانیغــــرور رَدِّ پای تو، میان صخـــــره ها پیداستشکـــــوه اقتــــــدار تـو، شبیه کــــوه پا برجاستخلیج فارس آرام است، شب ساحل چه رؤیاییستچراغ کــوچه ها روشن، وطـن تندیس زیباییستتمـــــام دشمنــــان ما، هراســــان از غـــرور تووطـــن آرامشی دارد به الطــــاف حضـــــور تو وطـــن از خـــون سربازان حریـم وحُرمتی داردبه  پاس خــــون ســرخ تـو، وطـــن امنیتی دارداگـــر آرامشی دارم ، اگـــر در خواب ، بیــدا
ســـلام ای حافـــظ ایران ، تو از نســل دلیــرانی
عمــــود خیمـــه ی عزَّت، حصــــار مرز ایرانی
غــــرور رَدِّ پای تو، میان صخـــــره ها پیداست
شکـــــوه اقتــــــدار تـو، شبیه کــــوه پا برجاست
خلیج فارس آرام است، شب ساحل چه رؤیاییست
چراغ کــوچه ها روشن، وطـن تندیس زیباییست
تمـــــام دشمنــــان ما، هراســــان از غـــرور تو
وطـــن آرامشی دارد به الطــــاف حضـــــور تو
وطـــن از خـــون سربازان حریـم وحُرمتی دارد
به  پاس خــــون ســرخ تـو، وطـــن امنیتی دارد
اگـــر آرامشی دارم ، اگـــر در خواب ، بیــدارم
غــــرور و آبرویم  را مــن از ســـربـازهـا دارم
نمی دانـم چـــه بنـویســـم، غریب آشنـــــــای من
هزاران واژه کــــــم دارد دل درد آشنــــــای من
تو با چشمــــان شب بیــــدار، دماوند سرافرازی
دلیــــل اقتـــــدار ماست ، لبـاس پاک ســـربازی
همـــان بی ادِّعـــا مردان ، پنـــاه سرزمیــن مـن
نثـــــار روح سربازان ، هــــزاران آفــریـن مـن

(تقدیم به همه ی سربازان جان برکف)

]]>
بی خیال حرف مردم 2017-12-22T07:46:39+01:00 2017-12-22T07:46:39+01:00 tag:http://borazjani.mihanblog.com/post/885 علیرضا امنیه برازجانی ترانه اومــدم پیشت بمونم     بـــا تمـــام با وفـــایی من ازت جدانمی شم     واسه چی چراجدایی قلب من یه پارچه آتش  عشق توتگرگ وبارون بی توسخته زنده بودن   ولی باتوم شه آسون سبز  سبز  سبز  سبز      با تو زنـــدگــی بـــــــهـــارهقلب عاشقم به جز تو      هیچ کسی رو دوست نداره         به خــدا به جز تو هرگز   عاشق کسی نبود ترانه

 اومــدم پیشت بمونم     بـــا تمـــام با وفـــایی

من ازت جدانمی شم     واسه چی چراجدایی

 

قلب من یه پارچه آتش  عشق توتگرگ وبارون

بی توسخته زنده بودن   ولی باتوم شه آسون

 

سبز  سبز  سبز  سبز      با تو زنـــدگــی بـــــــهـــاره

قلب عاشقم به جز تو      هیچ کسی رو دوست نداره

    

    به خــدا به جز تو هرگز   عاشق کسی نبودم

    تویی توهمه کس مـن    تویی تو همه وجودم

 

گل عشق اگه بمیره     باز دوباره سبزنمی شه

بادل شکسته عمری    گریه می کنیم همیشه

 

  چرا  دوری و جــــدایی     بیا تا با هـم بمونیم

    بی خیال حرف مردم      قهر و از دلها برونیم

 

ای دلیل شــــادی من    نمی خوام ازت جداشم

اگه عشق من نباشی   نمی خوام که زنده باشم

 

مهر91

]]>
اولین دیدار 2017-12-16T22:04:11+01:00 2017-12-16T22:04:11+01:00 tag:http://borazjani.mihanblog.com/post/884 علیرضا امنیه برازجانی اولین روزی که تو را دیدم. لبخند  زیبای تو در قلبم نشست. از آن روز احساس دوباره دیدن تو وجودم را تسخیر کرذه بود. دیدن دوباره ی تو آرزوی بزرگ من شده بود .تمام دعاهایم رسیدن به تو بود و لحظه هایم با تو سپیده می زد و شب ها نگاه جادویی چشمانت برایم لالایی می خواند. زمان ها گذشت و ما عاشق هم شدیم .به خاطر همدیگر از همه چیز و همه کس عبور کردیم .باهم به شادی خنده کردیم و چشم در چشم هم غم ها را گریستیم . زمان ها رفتند و به اینجا رسیدیم .تو رفتی و من ماندم و خاطرات زیبای با تو بودن. همین که هنوز به ی اولین روزی که تو را دیدم. لبخند  زیبای تو در قلبم نشست. از آن روز احساس دوباره دیدن تو وجودم را تسخیر کرذه بود. دیدن دوباره ی تو آرزوی بزرگ من شده بود .تمام دعاهایم رسیدن به تو بود و لحظه هایم با تو سپیده می زد و شب ها نگاه جادویی چشمانت برایم لالایی می خواند. زمان ها گذشت و ما عاشق هم شدیم .به خاطر همدیگر از همه چیز و همه کس عبور کردیم .باهم به شادی خنده



کردیم و چشم در چشم هم غم ها را گریستیم . زمان ها رفتند و به اینجا رسیدیم .تو رفتی و من ماندم و خاطرات زیبای با تو بودن. همین که هنوز به یاد تو بیدارم و چشم انتظار شنیدن صدای تو خیره به در مانده ام .احساس تنهایی ترس آوری  وجود مرا لبریز اندوه کرده است .و این یعنی هنوز به تو احتیاج دارم. برگرد  برگرد .....برگرد....
]]>
بازسرما آمد 2017-12-16T22:02:08+01:00 2017-12-16T22:02:08+01:00 tag:http://borazjani.mihanblog.com/post/883 علیرضا امنیه برازجانی رفت پروانه به دنبال یاسقامت سرخ شقایق خَم شدگشت خاموش شب افروزسپهرایستاد ازحرکت جاری رودکوه پوشید به تن رَخت سفیدوپرستوبه سفررفت غریببُرد نرگس به گریبان سرِخویشبادها نعره زنان، پاورچینتازیانه به رُخ لاله زدنددانه ها لرزه کنان خوابیدندابرها ازپیِ هم باریدندسبزه ویاسمن ونخل وبلوطقامت خویش به دریا دیدندهمه جاهلهله ها برپاشدبازسرما آمدبازطوفان آمدسروایستاد وبخندید به گُلآسمان یادش بود8 6  زمستانِ رفت پروانه به دنبال یاس

قامت سرخ شقایق خَم شد

گشت خاموش شب افروزسپهر

ایستاد ازحرکت جاری رود

کوه پوشید به تن رَخت سفید

وپرستوبه سفررفت غریب

بُرد نرگس به گریبان سرِخویش

بادها نعره زنان، پاورچین

تازیانه به رُخ لاله زدند

دانه ها لرزه کنان خوابیدند

ابرها ازپیِ هم باریدند

سبزه ویاسمن ونخل وبلوط

قامت خویش به دریا دیدند

همه جاهلهله ها برپاشد

بازسرما آمد

بازطوفان آمد

سروایستاد وبخندید به گُل

آسمان یادش بود

8 6  زمستانِ

]]>
لبان خون چکان 2017-12-13T05:04:10+01:00 2017-12-13T05:04:10+01:00 tag:http://borazjani.mihanblog.com/post/882 علیرضا امنیه برازجانی جان سپـــردن بود تکلیف دلیـــران حسینمرگ حیـــران بودازیاران خنــدان حسینبرزبان هیهـات من الذّله بود تاوقت مرگننگِ کُـرنـش دوربـود ازبا وفایان حسیــندرد بود وزخــم بود والعطـش بود وفـراقبـازهــم بیعـت نکرد دست گریزان حسیـنمعنـیـش اعجــــازبـود آیـات قــرآن مجــیدازلبان خون چکان خشک عطشان حسـینهــم نشــانی ازاســارت بـود هـــم آزادگیرشتـه ی زنجیــــربرپای اسیـــران حسینآفرین برشـیـــرمردانی که با فرمان عشقتا شهادت مانده اند برعهــد وپیمان حسینتـا اَبـــد  وِرد  زبـان  مــردم  جان سپـــردن بود تکلیف دلیـــران حسین

مرگ حیـــران بودازیاران خنــدان حسین

برزبان هیهـات من الذّله بود تاوقت مرگ

ننگِ کُـرنـش دوربـود ازبا وفایان حسیــن

درد بود وزخــم بود والعطـش بود وفـراق

بـازهــم بیعـت نکرد دست گریزان حسیـن

معنـیـش اعجــــازبـود آیـات قــرآن مجــید

ازلبان خون چکان خشک عطشان حسـین

هــم نشــانی ازاســارت بـود هـــم آزادگی

رشتـه ی زنجیــــربرپای اسیـــران حسین

آفرین برشـیـــرمردانی که با فرمان عشق

تا شهادت مانده اند برعهــد وپیمان حسین

تـا اَبـــد  وِرد  زبـان  مــردم  آزاده اسـت

داستـان راستـان جـان نثــــــاران حسیـــن

93

]]>
با منی 2017-12-10T15:53:42+01:00 2017-12-10T15:53:42+01:00 tag:http://borazjani.mihanblog.com/post/881 علیرضا امنیه برازجانی تـو آسمــــون شـب زده طلـــــوع مـاه روشنیبه تـورسیــــدم ودلــم به ایـن خوشِ که با منیخــــدا روشکـــرعشق تونصیب قلب من شـدهچه خوب میشه که قلب موبه هربهونه نشکنی

تـو آسمــــون شـب زده طلـــــوع مـاه روشنی

به تـورسیــــدم ودلــم به ایـن خوشِ که با منی

خــــدا روشکـــرعشق تونصیب قلب من شـده

چه خوب میشه که قلب موبه هربهونه نشکنی

]]>
دیدن دوباره تو، 2017-12-10T15:50:54+01:00 2017-12-10T15:50:54+01:00 tag:http://borazjani.mihanblog.com/post/880 علیرضا امنیه برازجانی دیدن دوباره تو، شروع  آغاز شیرینی است که با نخستین لبخند عاشقانه ،به من ارمغان کردی .تکرار دیدن روشنایی چشمان تو ،یعنی خاموشی شمعی که در نبودن تو به غمخواری  من گریه می کرد. آهنگ زیبای دوستت دارم ،از طنین طپش های عشق آمیز قلب تو به گوش دلم می رسد. یعنی پایان سکوت بغض های ناشکفته  و غوغای دلنوازی در آشیان سوت و کور قلب تنها نشسته ام.  دیدن دوباره تو، شروع  آغاز شیرینی است که با نخستین لبخند عاشقانه ،به من ارمغان کردی .تکرار دیدن روشنایی چشمان تو ،یعنی خاموشی شمعی که در نبودن تو به غمخواری  من گریه می کرد. آهنگ زیبای دوستت دارم ،از طنین طپش های عشق آمیز قلب تو به گوش دلم می رسد. یعنی پایان سکوت بغض های ناشکفته  و غوغای دلنوازی در آشیان سوت و کور قلب تنها نشسته ام.  ]]>