شنبه 26 خرداد 1397

جهان آینده (7)

   نوشته شده توسط: علیرضا امنیه برازجانی    نوع مطلب :خاطرات و درس های زندگی من ،

شروع دشمنی با اسلام

درسال 61هجری قمری بیش ازهزاروسیصدو....سال پیش در سرزمین عراق ،بیرون از شهرکوفه ، جنگی بزرگ درکربلا شروع شد . جنگی یک روزه که شروع و پایان آن در روزدهم عاشورای  61 هجری قمری بود. آن زمان حاکم جهان اسلام یزید، فرزند معاویه فرزند ابوسفیان بود. وقتی حضرت محمد از سوی خداوند قادر و دانا به پیامبری رسید. ابوسفیان بزرگ و رئیس شهرمکه بود. دشمنی با دین جدید آغاز شد. تعداد بسیار کمی با پیامبر جدید همراه شدند.بزرگان و ثروتمندان مکه، با آن ها دشمنی کرده، و به مدت سه سال در درِّه ای به نام ابی طالب، آن ها را زندانی و محاصره کردند. ابوسفیان می خواست باکشتن محمد و یاران اندک او، دین اسلام را در شروع آن نابود کند. ولی خداوند اراده کرده بود تا اسلام به عنوان آخرین دین و مکتب انسان، به سرانجام برسد. پیامبر و یارانش از شهر مکه به مدینه مهاجرت کردند تا از سختی ها و محاصره و تحریم دشمنان خدا، دور شوند. در شهر مدینه پیامبر در کنار یاران با وفای خود اولین مسجد را ساخت و حکومت اسلامی شروع شد.. کم کم یهودیان مدینه که قدرت زیادی داشتندو با پیامبر اسلام ضعیف ترشده بودند، شروع به دشمنی با دین جدید کردند. چندین جنگ بزرگ بین پیامبر و یهودیان بنی قریضه و بنی نظیرو بنی کلب و ....آغاز شد.و درنهایت یهودیان با شکست ازشهر مدینه رانده شدند .امّا دشمنی ایشان ادامه داشت.باقی مانده ی یهودیان با ابوسفیان و دیگردشمنان پیامبر، درشه رمکه پیمان بستند تا در جنگی دیگر از آیین جدید انتقام بگیرند.نام این جنگ (احزاب) یا خندق یود.که با دلاوری و شجاعت حضرت علی (ع)داماد و پسرعموی قدرتمند پیامبر، یهودیان و ابوسفیانی ها شکست خوردند و. بعد از 13سال پیامبرکه قدرتمند شده بود با یاران بسیاری به سوی مکه لشکرکشی کرد.و در نهایت ابوسفیان و یاران او از ترس مرگ و نابودی، به ظاهرمسلمان شدند و با بخشش پیامبر به آیین اسلام روی آوردند .ولی دشمنی ها ادامه دارد. در پنهان.......

ادامه دارد.


برچسب ها: اسلام -دشمنی یهود-ابوسفیان و پیامبر-جنگ حق و باطل ،

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

ابزار های وب فارسی ، نایت اسکین - کد مترجم گوگل