تبلیغات
ارمغان شعروترانه - روشن دل بینا
جمعه 22 دی 1396

روشن دل بینا

   نوشته شده توسط: علیرضا امنیه برازجانی    نوع مطلب :سپید و نو و غزل ( اجتماعی) ،

دیده ها را می شنیدم

ولی شنیده ها را نمی دیدم

افسوس چروکیده ی من

بخاطرنادیدنی هایی نبود که می شنیدم

آنان که دریا را به تماشا نشسته اند

چرا کف ها را می نگرند

وبا نگاه ذهنشان

مرواریدهای اعماق را صید نمی کنند

چرا آفتاب را تنها دلیل روزمی دانند

من درماتم این همه سیاهی

مخمل سبزچمن را احساس می کنم

بی آن که دستانم تختگاه شقایقی باشند

من زمستان را

بی آن که کاج هایش سفید باشند

درهلهله ی شادی آفرین کودکانی که

گلوله های پشمین نمناک را به هم هدیه می دهند

احساس می کنم

هستی حقیقتی ست که

مردان روشن دل را

به درک خویش مهمان می کند

91


برچسب ها: روشندل-نابینای بینا-همه سیاهی ،

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

ابزار های وب فارسی ، نایت اسکین - کد مترجم گوگل