تبلیغات
ارمغان شعروترانه - اولین دیدار
یکشنبه 26 آذر 1396

اولین دیدار

   نوشته شده توسط: علیرضا امنیه برازجانی    نوع مطلب :متن ادبی..دلنوشته .عاشقانه ،

اولین روزی که تو را دیدم. لبخند  زیبای تو در قلبم نشست. از آن روز احساس دوباره دیدن تو وجودم را تسخیر کرذه بود. دیدن دوباره ی تو آرزوی بزرگ من شده بود .تمام دعاهایم رسیدن به تو بود و لحظه هایم با تو سپیده می زد و شب ها نگاه جادویی چشمانت برایم لالایی می خواند. زمان ها گذشت و ما عاشق هم شدیم .به خاطر همدیگر از همه چیز و همه کس عبور کردیم .باهم به شادی خنده



کردیم و چشم در چشم هم غم ها را گریستیم . زمان ها رفتند و به اینجا رسیدیم .تو رفتی و من ماندم و خاطرات زیبای با تو بودن. همین که هنوز به یاد تو بیدارم و چشم انتظار شنیدن صدای تو خیره به در مانده ام .احساس تنهایی ترس آوری  وجود مرا لبریز اندوه کرده است .و این یعنی هنوز به تو احتیاج دارم. برگرد  برگرد .....برگرد....


برچسب ها: احساس دوباره-زمان ها رفتند ، برگرد-به تو محتاجم ،

آران
یکشنبه 26 آذر 1396 04:21 ب.ظ

اگر در خواب میدیدم غم روز جدایی
به خود هرگز نمیدادم خیال آشنایی
پاسخ علیرضا امنیه برازجانی : سلام
زیباست انتخاب اشعارتان
تشکر
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

ابزار های وب فارسی ، نایت اسکین - کد مترجم گوگل