پنجشنبه 16 آذر 1396

بی تو

   نوشته شده توسط: علیرضا امنیه برازجانی    نوع مطلب :سپید و نو و غزل ( اجتماعی) ،

واژه های بسیاری درگلویم پژمرد

وآرزوهای بیشماری در سینه

چگونه بی تو

با زندگی درآمیزم

چگونه به خاک بسپارمت

با دست های همیشه در دستت

آه !

بی تو به جشن اِقاقی ها نخواهم رفت

درجشن ماتم بارِ بعد ازمرگ تو

تکاپوی گوشت خورانِ بسیار،دیدنی ست

آیا نمی دانم

از این مرگ پرستان بی خیال

دل بُریدنت را مستانه بخندم چون گُل

یا از این آشوب سرای لاشه دوستان غریب

زود رفتنت را، دُردانه بگریم چون شمع

وقتی که سفیدی آخرین رَخت وجودت را

برتِنَتْ پوشاندم

و اوّلین پرواز بی فرودت را

صبورانه بدرقه کردم

اگر اندیشه ی طلوع تازه

و میلاد دیگرباره ات را باور نداشتم

زندگی را بی تو معنایی بود

84مهر


برچسب ها: بعد ازمرگ تو ، مرگ پرستان بی خیال ، طلوع تازه ،

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

ابزار های وب فارسی ، نایت اسکین - کد مترجم گوگل