جمعه 10 آذر 1396

کاش ... می مُردم

   نوشته شده توسط: علیرضا امنیه برازجانی    نوع مطلب :سپید و نو و غزل ( اجتماعی) ،

در دلم آشوب است

آب می نوشم باز

تشنه ام مثل کویر

نا ٱمیدم ،خسته  

زندگی درنظرم بیهوده ست

گوشه ای ، حاشیه ای، در کُنجی

مثل یک صفربزرگ ،توخالی

غم زاویه نشینی ،سخت است 

سهم من تنهایی ست

جُرم من چیست نمی دانم چیست

دل زود باورمن

یا تُهی دستی من ،شایدهست

هرچه هستم اینم

هرکسی عشق مرا درک کند

می شوم مجنونش

من فقط می خواهم ازتَهِ دل

دوستم داشته باشد عشقی 

یک نفربود که ازعمق دلش با من بود

کاش هم شانه ی او می رفتم

90مهر


برچسب ها: هم شانه-هرچه هستم-غروب عشق ،

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

ابزار های وب فارسی ، نایت اسکین - کد مترجم گوگل