سه شنبه 2 آبان 1396

پیله ی غربت

   نوشته شده توسط: علیرضا امنیه برازجانی    نوع مطلب :سپید و نو و غزل ( اجتماعی) ،

چون که صحرا بشود مخمل سبز

یا که درآینه ی جاریِ دشت

قوها جشن تولُّد گیرند

من دراین پیله ی غربت غمگین

دلم ازحسرت دیدارتو دلتنگ شده

آسمان دردل من شادی نیست

دورازلاله ی وارونه ی دشت

دورازوسعت بستان آباد

نخل های خُرما

باغ های زیتون

چه هوا دلگیراست

حسِّ بودن گُنگ است

پای رفتن لنگ است

یاد آن کوه سفید

یاد آن دشت پرازلاله ی سرخ

یاد آن وسعتِ سبز

این غریبه چقَدَرْ دلتنگ است

خاک را سجده گَهِ درد دلم خواهم ساخت

ازخدا خواهم خواست

با سلامی ازنو به وطن برگردم


برچسب ها: حسرت دیدارتو ،

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

ابزار های وب فارسی ، نایت اسکین - کد مترجم گوگل