پنجشنبه 20 مهر 1396

سرزمین محبّت

   نوشته شده توسط: علیرضا امنیه برازجانی    نوع مطلب :سپید و نو و غزل ( اجتماعی) ،

باران گل های پیراهنم را سخاوت بخشید

با هرهجای آن یاسی رویید

بادها درطوافی همگون

سرود آشنایی خواندند

گندم زاران درنوازش نور

با رقصی هماهنگ، پیشوازم آمدند

من ازروزهای خشک عبورکردم

ازدیارتپّه های زرد

این جا ییلاق زیبایی ست

درمسیرخو د مردمانی دیدم

که به سرزمین من قشلاق می کنند

ما، به دورازدرک حقیقت زندگی

با صدایی مُبهم به جادّه پیوستیم

می خواهم با تلنگروجدان خویش

ازدشت های سرد تباهی

به ییلاق واژه های مهربانی بروَم

تا ییلاق کوچه فرش های نجابت راهی نیست

اگرجهان را به فرماندهی قلب ها بسپاریم

با بسیج مهربانی ها

سرزمین محبّت نزدیک است

90


برچسب ها: سرود آشنایی ، نوازش نور ، ییلاق زیبایی ،

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

ابزار های وب فارسی ، نایت اسکین - کد مترجم گوگل