چشمان من خوکره بود با شب پرستی
عشق علی قلب  مرا روشن ســرا کـرد
یک عُمـــر  اسیــر دام دنیــا بودم و او
دستم گرفت از کُنـج ویرانه رهـا کـرد

وقتـی انیس  خلــوت  تردیـد  بـودم
از نا اُمیـــــدی  آرزوی  مرگ  کــردم
حُبِّ  علـی شــــد آخریـن  راه نجــاتم
دیگر فراموشم شده اندوه و  دردم


برچسب ها: غدیر- عید ولایت- امیرالمؤمنین علی ع ،

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

ابزار های وب فارسی ، نایت اسکین - کد مترجم گوگل