تبلیغات
ارمغان شعروترانه - یادپدر
چهارشنبه 5 آبان 1395

یادپدر

   نوشته شده توسط: علیرضا امنیه برازجانی    نوع مطلب :غزل اجتماعی.پندنامه ،

پربـود ازیاد خـدا هرروزوشب نجـــوای او

باهـرطپش ذکرحسین بنشست برلب های او

ازسجــده ی طولانیـش وقت نمـازشـب بُـود

نوری که پیـدا بود دررخسـاره وسیمــای او

تا بـود لبخند پـــدر،جایی برای غـــــم نبـود

دلشـــاد بودیم با گُل لبخنــــد پَرمعـنــــای او

دیگــــرنمی آیـد پدر،وقتی که دلتنگش شویم

بوسه به عکسش می زنیم،یاد رُخ زیبای او

هرلحظه می گویم اگـــرآید پدردرخواب من

باعشق می بوسم قســـم خاک کف پاهای او

گـرچه پـدررفت ودگــررویش نمی بینم ولی

درعالــم رؤیا زنـم بوســـه به سـرتا پـای او

ازبسکه با ذکرخدا هرروزوشب مأنـوس بود

صدهاگره وامی شد ازدست گره بُگــشای او

گنجینه ی عشق پدرافســوس رفت ازدستمان

شکرش که گنج مادری داریم هنوزهمتای او

93


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر