تبلیغات
ارمغان شعروترانه - کودک عشق 2
چهارشنبه 14 مهر 1395

کودک عشق 2

   نوشته شده توسط: علیرضا امنیه برازجانی    نوع مطلب :سپید و نو( اجتماعی) ،

رقص نورانی ذزّات طلا

روحمان رابه فراسوهابُرد

وحُباب آینه ی گرم بلوذم پوشید

ودرآن سردی شب

شبنم ازابرتنم می بارید

تشنه کامی خمّٰار

می چشید،دُزدانه

شربت ازغنچه ی شورانگیزم

پس ازآن موسم ناهشیاری

که چنان سنگ صبور

حرمت عشق زمین گیرم کرد

ناگهان دیده گشودم هیهات!

رفته بود عاشق دزد

دزدآن گوهریکدانه ی پاک

آن که با او پرازاحساس نجا....ب...ت.بو.

آخرش گفت سیه دل برگرد

آه مونس همدم،حرف بزن

و نیامد پاسخ

پیکرش ازسردتر از سردی یخ

آسمان با ابرش

وزمین با چشمه

خیره برپیکرقربانی عشق، باریدیم

93


برچسب ها: فاجعه ی عشق ،

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر