تبلیغات
ارمغان شعروترانه - صاحب الزمون(2)
شنبه 27 شهریور 1395

صاحب الزمون(2)

   نوشته شده توسط: علیرضا امنیه برازجانی    


هـرمریضی ازخــدا شفا می خواد

مهــــدی روشفیع خـود قـرار بــده

اگه مهـــدی واسـه اون دعــا کنــه

خدا هرچی که بخواد بهـش می ده

کیـه اون غریب ترین مــرد زمیـن

اونی که هستی مـا به هست اوست

همه حســرت به دل وچشـم انتظار

اون که خوشبختی ما بدست اوست


اگـه ازدل عاشق مهــــدی بشیــم

دعا مون همیشه می شه مستجاب

مـا می گیـم بیـا چـرا اون نمیــاد

چون زبونیــه نمی گیـریم جواب

اون کسی کـه مهـــدی ذکــرلبشِ

با گناهاش اون ودلخون می کنه

هـرکی نا محــرمی رونگاه کنه

زخم روزخم قلب مهــدی میـزنه

عاقبت بخیــــرنمی شیـم به خــدا

اگه مهـــدی نشه فریاد رَسمــون

دستـامــون روزقیامت خالیــــــه

اگه مهــــدی نرســه به دادمــون

وقتی حالمـــون خوشــه سلامتیم

اسمش ویه بارصـــدا نمی زنیـم

بهتـرازما خودمون ومی شناسـه

می دونه بهــش وفـــا نمی کنیم

هـمینــــه معنی انتـظـــــا ر مــا

وقت تنهـــایی مـا روصـــدا کنه

یـه روزی بیــــاد رفیق غـارمـا

فقیـــــرا روهـمـــه پادشـا کنـــه


ادامه داره.......


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر