تبلیغات
ارمغان شعروترانه - ناکجاآباد عشق(11)
جمعه 12 شهریور 1395

ناکجاآباد عشق(11)

   نوشته شده توسط: علیرضا امنیه برازجانی    نوع مطلب :متن ادبی ودل نوشته .اجتماعی. ،

زمین قلبت رابا دانه هایی ازجنس عشقی صادقانه پرکردم. وباحضوری عاشقانه باغبانی کردم. وشوره زارخشک قلبت را با باران وفا وچشمه ی زلال یکرنگی ومهربانی همیشه جاری خود سرسبزوبهاری کردم . وتوسرمست ازگل های خوش بووبی دغدغه زیردرخت بلندوسایه داردوستی صادقانه ام لذت بردی وندانستی درآن حال چه می کشم. زیردرخت کج وبی برگ وبارت , پرازخارهای بی وفایی که تودرسینه ام کاشتی .چه زجری کشیدم ازبوییدن گل های خیانت ونیرنگی که قلبم را زخمی می کرد.امروزشناختم معنی لبخندهای زیبای شیطانی نخستین دیدارت را. تومرا نخواستی می دانی چرا؟عقاب درآسمان وکلاغ برلاشه های گندیده عُمرمی گذرانند.چرا درشوره زارخارودرگلزارگُل می روید.درحالی که باران باران است.چون این ذات شوره زاراست که فقط خارتقدیم می کند.این منم که مُقصرم. وعُمری بازیچه ات بودم.ونشستم به اُمید ثمردادن بوته ی خاشاکی بی ارزش.با تابش آفتاب عشقی حقیقی.بالاخره ابردروغین عشق توتبخیرمی شود. وگرد وغبارناپاکی با نسیم ملایم ولی همیشگی مهرومحبت وشکیبایی ازچهره ی دروغین عشق کنارمی رود


برچسب ها: عشق بد10 ،

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر