تبلیغات
ارمغان شعروترانه - ناکجاآباد عشق (9)
سه شنبه 9 شهریور 1395

ناکجاآباد عشق (9)

   نوشته شده توسط: علیرضا امنیه برازجانی    نوع مطلب :متن ادبی ودل نوشته .اجتماعی. ،

توناباورانه دل بریدی وبی اعتنا به لحظه های باهم بودن دیروز.با کمترین آزردگی با بهانه ای واهی،مرا ازآشیانه ی قلبت بیرون انداختی.یادت نیست اولین روزی که با تیرنگاهت شکارن کردی.وبا شوق دانه ی لبخندت به دامم کشیدی.وبه وعده ای عشقی سراسرزیبا،قلبم را تسخیرنمودی.زمین آشنایی رادست دردست همدیگرشخم زدیم.ازوادی غربت عبورکردیم تا باعبورلحظه های آشنایی به سرزمین همیشه بهاردوستی قدم بُگذاریم.توکم کم خستگی را بهانه کردی ومن به تنهایی وبخاطرصداقت ذاتی خود،سرزمین رفاقت رادانه پاشیدم.ازجنس وفا وصفا ومحبت ومهروگذشت وهمدلی ویکرنگی و...توتنها نظاره گربودی ومن دلخوش به این نگاه های گاه گاهت افسون شدم.بدون درک معنای لبخندت،عرق ازپیشانی گرفتم وادامه دادم.قراربودعشقمان را باهم قسمت کنیم وباچشمه ی محبت وباران وفا سرزمین دوستی رابه بهاری همیشه سرسبز تبدیل کنیم.ولی رفتن وآمدن های بی بهانه ومَرموزتورشته ی خیالم را پاره می کرد.ومن با دلتنگی فراقت،به ٱمید دوباره دیدنت،رفتنت را صبورانه تحمُّل می کردمودم برنمی آوردم . کجامی رفتی؟چرا؟نمی دانستم.


برچسب ها: عشق بد ،

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر