سه شنبه 9 شهریور 1395

من کیستم

   نوشته شده توسط: علیرضا امنیه برازجانی    نوع مطلب :سپید و نو و غزل ( اجتماعی) ،

سالیانیست که درگوشه ی این قلب صبور

ضجّه ی نطفه ی یک حسرت دور

گشته برروح نیایشگرمن سوهانی

دم به دم می گوید

کاش هم شأن یکی بازسفید

کهکشان جایگه روح سرافرازم بود

کاش!...تابوت مرامی بُردند

کاش ....کا.......ش

کوه فریاد دلم را ازنُو

توی گوش همه نَجوا می کرد

ازسراپرده یک شهرغریب

رِخنه کرد دردل من بانگ عجیب

گفت ای گورهزاران ای کاش

هرچه هستی خود باش

هرچه می آید وهست هرچه که بود

همه ارزانی توست

ودراین لحظه ی جانانه سکوت

خیمه درروح پریشانم زد

دلم آرام گرفت

پس ازآن بانگ قشنگ

گفتم اوکیست؟چه می گوید؟هان!

باید اندیشه کنم

بایدازپرسش من کیستم ازنُوبرخاست

حرف ازریشه زَنم

90‍


BHW
چهارشنبه 30 فروردین 1396 01:32 ق.ظ
Greetings! Very useful advice in this particular post!
It's the little changes that produce the greatest changes.
Many thanks for sharing!
پاسخ علیرضا امنیه برازجانی : تشکر
manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 02:31 ق.ظ
Good day! I could have sworn I've been to this web site before
but after looking at some of the articles I realized it's new to me.
Nonetheless, I'm definitely pleased I stumbled upon it and I'll be book-marking it and checking back regularly!
پاسخ علیرضا امنیه برازجانی : سلام
ممنون ازکلام شما
رسیدگی می کنم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

ابزار های وب فارسی ، نایت اسکین - کد مترجم گوگل