تبلیغات
ارمغان شعروترانه - شفّافیّت آیینه
دوشنبه 8 شهریور 1395

شفّافیّت آیینه

   نوشته شده توسط: علیرضا امنیه برازجانی    نوع مطلب :سپید و نو( اجتماعی) ،

من به شفافیت آینه حیرت دارم

که به بیند یکسان

همه انسان ها را

پس ازاین درس بزرگ

بهرآن طفل یتیم

پدری خواهم کرد

ودراندیشه  چشمان پرازاشک نخواهم خوابید

تا به لبخند شکوفا بشود لب هایش

زندگی را من ازاین می دانم

که بخندد مریم

ونباشد به دل ابریشم

ذرّه ای حسرت پروانه شدن

نشکنَدازسرِ نِخوَت اَبری

دل پُرآتش یک نخل عطش

چقَدرسنگین است

دیدن پیکره ای ازگل نی نازک تر

درسحرگاه وبه هنگام قنوت

مردِ بیچاره به من نزدیک است

که اگردرس رفاقت بگرفتیم ازعرش

اَبرهمسایه به مهمانی مامی آمد

وبه غمخواری مامی بارید

من زِدیدارخو دازآینه وحشت دارم

تا نبینم یکسان

همه انسان ها را

90


برچسب ها: آشتی بهترازقهر ،

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر