تبلیغات
ارمغان شعروترانه

درکنــــاراحمــد مختـارعلمــدارش علی ست

وقت غــم مرهم گذارزخم بسیارش علی ست

درٱحُــد دربَـــدْردراَحـزاب وخنــدق درحُنَیْن

درنبرد حق وباطل بهتــرین یارش علی ست

خوب می دانست تکــــرارعلی یعنـی محـال

پاســـــدارگفته وکردارورفتــــارش علی ست

دروصیـت نامه ای که تـا ابــد ننوشتـــه ماند

حافـظ اسـلام ناب ورازواسـرارش علی ست

نـزد احمـــد هیــچ کس همرُتبه با حـیـدرنبود

درنگاهش اوّل وآخـــرمـددکــارش علی ست

گـــرچه اصحـاب پیمبــــراعتبــــاری داشتند

دید با چشمان خود تنهـا پرستارش علی ست

خوب می دانــدعلی با جان بلاگَـردان اوست

درٱحُـــد دیدند همــــه یاروفادارش علی ست

بی علـی آثـاری ازقـرآن واسلامـــش نبــــود

مَحــــرم درد دل ازغصّه بیمـارش علی ست

لحظــــه ی سـرخ شهــــادت درکنـاربسترش

اوّل وآخــــراِنیـسِ قلـب غمبــارش علی ست

95


برچسب ها: ولادت پیامبر ص- رحمت للعالمین- پدرزهراس مصطفی ،

سه شنبه 3 بهمن 1396

برای پسرعموی مرحومم

   نوشته شده توسط: علیرضا امنیه برازجانی    نوع مطلب :سپید و نو و غزل ( اجتماعی) ،

زندگی آغازیست بین یک طلوع و یک غروب.
--------------------------------------
هرکسی بعد تودیدم غم تو در دل داشت                بعـد تو هر چه شنیــدم همه خوبی ها بود
   همـــه از معرفتت ، خاطــــره ها می گفتند              درنگــاهت غـــم ناگفتـــه ی تو پیدا بـود
---------------------------------------

(به یاد مرحوم هیبت الله امنیه برازجانی)

زندگی هرچه که بود،باهمـه ی خاطـره ها
عاقبت این سفــــــر سخـت به پایان آمــــــد
به خــداونـد کـــــه من بـرتـرم از کُلِّ ملَـــک
حرف من نیست که این گفته ز قرآن آمد

یاد عبّاس که یک عُمــــر سیه پوش شُدم
یاد آن لحظــــه ی  فریاد غریبــــــانــه ی او
برکت آن همـــــه زنجیــــــر زدن یاد حسین
دیدم آن لحظـــــه ی آخر رُخ جانانه ی او

گِلــــه  از چرخش  ایّام ندارم ، ای دوست
گرچه در خلوت دل عُمر گرانمایه گذشت
چرخش چرخ فلک طبـق مُراد همـه نیست
فصــــل پاییــز چه زود آمد و پروانه گذشت

برکت و مرحمت و لطف خدابسیاراست
آخرین لحظــــه خـــــداونـد پرستـــــارم شــد
یا حسیـــن گفتــم وجان دادم و آرام شدم
صـــــد هـزار شُکــــر خداوند خریدارم شـد

هـر طلـــــــــوعـی  به   خـــداونـد   غـروبی  دارد
مرگ پایان کسی نیست ، شـروع دگــــــــراست
تلخ و شیرین همه درجاده ی مرگ همسفریم
چاره ای نیست که این حُکم قضا  وقَدَراست

از : علیرضا امنیه برازجانی



برچسب ها: مرگ نابهنگام-فراق جانسوز-پسرعموی مرحوم-سوگنامه ،

سه شنبه 3 بهمن 1396

شهیدان سرافرازنفتکش سانچی

   نوشته شده توسط: علیرضا امنیه برازجانی    نوع مطلب :سپید و نو و غزل ( اجتماعی) ،


شهیـــــــد سربلنـــــد ما سفـــــــــر سلامت
تو را خـــــدا گرفت و  از میــــــان ما بُـرد
هنــــــوز نمی شـه باورم که مـــوج دریا
تو را گرفت و ســـــوی ساحل خـــدا بُـرد

بدون  تـو   من  و   یـه  قلــب پـاره  پـاره
چه شـــــد که یکسره دل ازهمه بُریدی
میـــــان مـوج و آتــش و سکـــــــوت دریا
چه بی صــــدا و عاشقـــــونه پَرکشیـدی

دلــــــم نمی شـــه باورش که برنگـــــردی
من وشبــــــــای بی تـو و چشــای بیـــدار
دل و شـــــراره هـــای  آتــش   جــــــــدایـی
شهیــــــد سربلنــــد ما خـــــــدا نگهــــــدار

نگاه به هرچه می کنم ، تو رو می بینم
صدات و میشنوم شهید رفته درخواب
شبــــــای ســـــرد زندگـی نمی شه روشـن
ازاون زمان که بسته شدچشای مهتاب

نگــــــــاه  مهــــــربـون  تـو  یادم می مـونـه
چشـــــات و بستی و شبـام سحـــرندارن
یه قبـــــــرخالی مونده و چشـم انتظـاری
خـــــــدا کنــه یه روز تو رو واســـم بیـارن


برچسب ها: سروددلیرمردان سانچی-تسلیت به بازماندگان-شهیدمیهن پرست-یک ایران تسلیت ،

دوشنبه 2 بهمن 1396

پرستار،فرشته سفیدپوش

   نوشته شده توسط: علیرضا امنیه برازجانی    



             

بـرتـو وَقـلـب پُـراحســاسی که داری آفرین

تـوقــــرارقـلـب های بی قـــراری آفـــریـن

تکـیــه گــاه قـامـتِ  ٱفـتـــادگــان بی رِمَــقْ

روز وشب، شب تا سحــرایثارداری آفرین

مـونــس واَمنیّت وآرامــش  بـیـمـــــارهـــا

پیک شــــادی آورِ دل هــای زاری آفــریـن

دردمنــد درد انسـان هـا،خـداهـمـراه توست

درمیـــان عـرش صاحب اعـتبـاری آفـریـن

بی تو وقلب پُرازمِهـرت ،دلی آسوده نیست

تــوٱمیـــد بخــشِ دلِ ٱمّـیــــدواری آفــریـن

چـون خـدای ذوالمِـنَـن بی منَّت وبی ادّعـــا

گوشِ جان بر درد دلها می سپــاری آفـرین

ای غریب آشنـــا، ای هـم صـدای بی صــدا

بهـتـــریـن دردآشـنــای روزگــاری آفـریـن

مَحـْـرَم راز واِنـیـس وروشنای چشـمِ خـیس

مـاه تـابـان در دل شب های تـاری آفـــریـن

ای که جوشد چشمـه های زندگی ازجان تـو

کشـــورانـسـانیـت را پـاســــــداری آفــریـن

یک نفـررا شاد کردن، شـادیِ قلب خـداست

هست آیـا بـرتـرازایـن اِفـتـخــــاری آفــریـن

جوشش سرچشمه ی مِهـرخـدا ازقلب توست

تـوحبیـب مـردم چـشــــم انتظــاری آفــریـن

ای که دل ها با حضـورگرم تـوروشن شـود

پـُرغـرور وبـا نجـابـت، بـا وقــاری آفـریـن

معنی اَصل عـبــادت خـدمتِ خلــق خـداست

درعـبــادت عـابـدی شب زنـده داری آفـرین

مُزدِ دست زندگی بخـشِ تـومی دانم کم است

درصبــوری بهـتـــرین آمـوزگـاری آفـریـن


پزشکان وپرستاران باوجدان

                         شهریور94                          






برچسب ها: واَمنیّت وآرامــش-دردمنــد درد انسـان ، روزپرستار-درمانگربی ادّعا ،

شنبه 30 دی 1396

بعدازاو

   نوشته شده توسط: علیرضا امنیه برازجانی    نوع مطلب :سپید و نو وچارپاره و... عاشقانه ،


بعد ازاو

درسرزمین بی فروغ من

روزهایش

ازبلورهای اشک بارانی

وشب هایش

ازآه آتشین سینه

چراغانی بود

بعد ازمرگ ثانیه ها آمد

کلامش بویی ازعشق داشت

با او زندگی درریشه ام تکرارشد

به یاد روزهایی ٱفتادم که

پل احساس بین دل ها، یک طرفه بود

و امروزنگاه عشق آمیزشرم آلودش

واژه ی دوستت دارم را

درتلاقی نگاهمان ازلبانم دزدید

وقتی شانه اش را از زیردستانم رُبود

با فریادی دردل

و سکوتی برلب

دوباره رفتنش را به انتظارنشستم

فاصله ها سرآغاز مرگ عشق اند.

91



برچسب ها: فاصله ها-دوری-عشق-بیا ،

جمعه 22 دی 1396

رسم مبارزه

   نوشته شده توسط: علیرضا امنیه برازجانی    نوع مطلب :سپید و نو و غزل ( اجتماعی) ،

درهیاهوی زوزه ی تُند باد

درخت اُستوار، پایداراست

وبا وزیدن نسیم

بیدهای لرزان ازترس مرگ

سربه زیرمی میرند

نسیم ، همیشگی نیست

برای زنده ماندن

باید رسم مبارزه با طوفان را آموخت

 

90


برچسب ها: ترس مرگ ، نسیم ، همیشگی نیست ، مبارزه با طوفان ،

جمعه 22 دی 1396

روشن دل بینا

   نوشته شده توسط: علیرضا امنیه برازجانی    نوع مطلب :سپید و نو و غزل ( اجتماعی) ،

دیده ها را می شنیدم

ولی شنیده ها را نمی دیدم

افسوس چروکیده ی من

بخاطرنادیدنی هایی نبود که می شنیدم

آنان که دریا را به تماشا نشسته اند

چرا کف ها را می نگرند

وبا نگاه ذهنشان

مرواریدهای اعماق را صید نمی کنند

چرا آفتاب را تنها دلیل روزمی دانند

من درماتم این همه سیاهی

مخمل سبزچمن را احساس می کنم

بی آن که دستانم تختگاه شقایقی باشند

من زمستان را

بی آن که کاج هایش سفید باشند

درهلهله ی شادی آفرین کودکانی که

گلوله های پشمین نمناک را به هم هدیه می دهند

احساس می کنم

هستی حقیقتی ست که

مردان روشن دل را

به درک خویش مهمان می کند

91


برچسب ها: روشندل-نابینای بینا-همه سیاهی ،

چهارشنبه 20 دی 1396

فردای من

   نوشته شده توسط: علیرضا امنیه برازجانی    نوع مطلب :تک جمله .غزل وترانه ی عاشقانه ،

فـردای مـن همـراه توفـردای دیگری ست

دنـیـای پیـش روی مـا دنیـای دیگری ست

وقـتـی نـبـودی ازخودم مـأیــوس تـرنـبـود

بـا درد تـنهـــایی کسی مــأنـوس تـرنـبــود

بـا تـو به روی غـصّـه وانـدوه می خـنــدم

دل را به روی هرچه ناکامیست می بـنـدم

از زندگـی سـرشــارم وازعشـق لـبـریــزم

صـد بـاراگـرٱفتم زمیـن ازنـوبـه پـا خیـزم

تـاهـمــدلی ودوسـتی هـا تکـیـه گـاه ماست

تکـیـه زدن بـرقـلّـه تنـهـــا جـایگـاه ماست

ازعشق مجنون گشتن ودیوانگی خوشست

بـرگـِرد شـمـع دوستان پروانگی خوشست

بـرچـشــم خواب آلـــوده ازنـوآب می زنـم

من بوسه بـرخورشـیــد،بـرمهتاب می زنم

بـا هــم رسیـدن بـربلـنـدی ها،محال نیست

بـاوربکن ایـن آرزوست امـّا خـیـال نیست

روزی اگـرتـَرکـم کنی هــرروزمی میرم

یعنی که بـاورمی کنم مرگ است تقـدیـرم

بـال وپــربـشـکـســتـه ام را بـازمی کـنـــم

بـا تــوبــه ٱوج آسـمـــان پــروازمی کــنـم

تـوبـا حضـورت قلب من را شـاد می کنی

آری تـوبـا ارزش تـریـن گنجـیـنـه ی منی

92 


برچسب ها: مرگ است تقـدیـرم-باتو- فردای با شکوه ،

دوشنبه 11 دی 1396

خطاب به رییس جمهور

   نوشته شده توسط: علیرضا امنیه برازجانی    نوع مطلب :سپید و نو و غزل ( اجتماعی) ،



دوباره آمـــــدی بیــــــا و با وفــــــــا باش
به یادوعده هاکه داده ای به ماباش
به روی شــــــانه های ما، ســــوارِ پیروز
شکــــــوه عشق را ببین و با صفــا باش
تــو چنـــــد سال پیـــش رو بزرگ مـایی
برای هر گلـــــو  گرفته ای ،صـدا باش
رسیـــــــده بر بلنــــــــدی ریاست خلـق
به یاد نان سفــــــره های بی غذا باش
تو را خطاب می کنــــم به حکـم قرآن
به یـاد مـردم فـقیـــــــــــــــر بی نـوا باش
فقیــــــرها تو را به کهکشــان رساندند
بیـــا و بی خیــــــال قــُوم اغنیــــــا باش
برای زخــــم های کهنه ای که داریم
به خاطــرخـــــــدا بیـا دمی شفـــا باش
بزرگ ما، عزیز ما، رییس جمهـــــــــور
بترس از خدا ،همیشه با خـــــدا باش
نگــاه کن به سیــــــل پُر خروش ملّـت
پنــــــاه هر غریب و یار آشنـــــــــــا باش
مبـــــــــارک  تـو  بــاد  کـرسی ریاســـت
 به فکــر صــد هزار درد بی دوا باش 
تو ذوالفقـــــار مرتضـی بدست داری
بیـــــا و مُشت بر دهان اشقیـــــا باش
چـــرا علی هنوز ،زنده در زمان است
به غیــرت علی قسم که بی ریا باش
   



برچسب ها: دوباره آمـــــدی -سیل ملت-فریاد امداد- تظلم خواهی مظلومان گرسنه ، ســــوارِ پیروز ،

یکشنبه 10 دی 1396

نا اُمیدی

   نوشته شده توسط: علیرضا امنیه برازجانی    نوع مطلب :خاطرات و درس های زندگی من ،

نا اُمیدی یعنی دست کشیدن از مُبارزه برای رسیدن به رؤیاها و آرزوها . نا آُمیدی شروع تسلیم در برابر مشکلات زندگی است . آغاز تنهایی و خانه نشینی .وقتی انسانی شکست می خورد باید با فکر پیروزی دوباره زندگی کند. مثل وقتی که به زمین می خوریم برای دوباره ایستادن باید تلاش کنیم. وقتی می توانیم با تلاش و برنامه ریزی پیروز باشیم، چرا با تنبلی  و بی نظمی شکست را تجربه کنیم . شکست یعنی تسلیم شدن . مردان بزرگ از هر شکستی درسی برای پیروز شدن می آموزند. تا زنده ایم باید زندگی کنیم . تا نفس می کشیم پس هستیم و تا هستیم باید برای رسیدن به رؤیاها ی خود تلاش کنیم .کسی که با شکست و نا اُمیدی مبارزه می کند همیشه پیروز و سربلند است . 


برچسب ها: آرزوها ، امیدواری-تسلیم نه ،

معـصــوم یزدان دختر موسی بن جعـفـر

ای فاطـمـه ،ٱختُ الرّضـا،همـنــام کـوثـر

تو نو ر چشمان علی مـوسی الرّضـایی

درمـان گَـــرِ زخــــمِ دل  مجـروح مــایـی

روزی رسـانِ سفــــره ی بی چـارگــانی

ای بـا سخاوت شیـعـیــان را مـیــزبــانی

هم خواهرو هم عمّـه هـم دُختِ امامی

خوشبخت آن کـه بشنـود از تـو سلامی

دست دل مــا را بگیـــر ای نـــور احـمــد

بـهـــر زیـارت آمدیـم از شهــــر مشهـــد

دارُ الـشِّفـــای درد مـــا، دارُ الـنـعـیـمـی

ای جلوه گـاه حق، صـراط المستقـیـمی

ٱختُ الرّضا، معـصــومـه ای پاک  ونجیبی

مشکـل گشـــایی،آیـه ی امَّـن یُـجیـبـی

شب هــای قلب زائــران  روشــن ز نورت

بـر شهــــر قُــم منّت  نهــادی با حضورت

95

 


برچسب ها: دختر موسی بن جعـفـر-معصوم یزدان-عمه ی امام-شهادت ،

قصــد زیـارت کرده ام بـا مـا وفـــا کـن

آقـای ما یک گوشه چشمی هم به ما کـن

آقــــا اجـابـت کـن بـیــایــم دست بـوست

آقــــا مـــرا ازدست دلتنگی رهــــا کــن

مــن نـذرکــردم تــا ببوســم مَـرقـدت را

آقـــا بــه جــان مهــدیـت نــذرم ادا کــن

تـا خـاک پـاک سـامـــرایت را بـبـوســم

یک بارای آقــــای مـا مـا را صــدا کـن

بـا تــوغریبی می کنـم شـرمنــده هسـتـم

با لطـف خود ما را به عشقت آشنــا کن

مـشـتــــاق دیــداریــم و دلتنگ  زیـارت

دلتنگی دل هــای شــیــــــدا را دوا کــن

ارباب خوب ومهــــربـان وبـا سخــاوت

بـا دیـدنـت چـشــم دل مـا را شـفـــــا کـن

شرط زیارت جان اگر باشد چه باک است

قـابـل بــدان،منّت گـذار،مـا را جـــدا کـن

باعشق تـوجان می دهـم ، هـرپاره ام را

تــوخـاک پـــای زائـــران ســامـــرا کـن

درانـتـظــار مهــدیـت دلتنگ و خـسـتـــه

جـان هـا بـه لب آمـد امـامـا تـودعــا کـن

 



برچسب ها: ولادت امام حسن عسکری-پدر مهدی-شیعه یازدهمین امام ،

چهارشنبه 6 دی 1396

من وعشقی

   نوشته شده توسط: علیرضا امنیه برازجانی    نوع مطلب :سپید و نو وچارپاره و... عاشقانه ،



من ودنیایی ازحسرت،شبیه شمع خاموشم

من وعشقی که بعدازمُردنم کرده فراموشم

من وآن آخرین جامه که بالاجبارمی پوشم

مـن و بی جانی وبارگنـاهانی که  بـردوشم


برچسب ها: شمع خاموشم-عشق-بالاجبار ،

دوشنبه 4 دی 1396

لبـاس پاک ســـربازی

   نوشته شده توسط: علیرضا امنیه برازجانی    نوع مطلب :سپید و نو و غزل ( اجتماعی) ،


ســـلام ای حافـــظ ایران ، تو از نســل دلیــرانی
عمــــود خیمـــه ی عزَّت، حصــــار مرز ایرانی
غــــرور رَدِّ پای تو، میان صخـــــره ها پیداست
شکـــــوه اقتــــــدار تـو، شبیه کــــوه پا برجاست
خلیج فارس آرام است، شب ساحل چه رؤیاییست
چراغ کــوچه ها روشن، وطـن تندیس زیباییست
تمـــــام دشمنــــان ما، هراســــان از غـــرور تو
وطـــن آرامشی دارد به الطــــاف حضـــــور تو
وطـــن از خـــون سربازان حریـم وحُرمتی دارد
به  پاس خــــون ســرخ تـو، وطـــن امنیتی دارد
اگـــر آرامشی دارم ، اگـــر در خواب ، بیــدارم
غــــرور و آبرویم  را مــن از ســـربـازهـا دارم
نمی دانـم چـــه بنـویســـم، غریب آشنـــــــای من
هزاران واژه کــــــم دارد دل درد آشنــــــای من
تو با چشمــــان شب بیــــدار، دماوند سرافرازی
دلیــــل اقتـــــدار ماست ، لبـاس پاک ســـربازی
همـــان بی ادِّعـــا مردان ، پنـــاه سرزمیــن مـن
نثـــــار روح سربازان ، هــــزاران آفــریـن مـن

(تقدیم به همه ی سربازان جان برکف)


برچسب ها: غریب آشنـــــــای من-سرباز-امنیت ساز ،

جمعه 1 دی 1396

بی خیال حرف مردم

   نوشته شده توسط: علیرضا امنیه برازجانی    نوع مطلب :تک جمله .غزل وترانه ی عاشقانه ،

ترانه

 اومــدم پیشت بمونم     بـــا تمـــام با وفـــایی

من ازت جدانمی شم     واسه چی چراجدایی

 

قلب من یه پارچه آتش  عشق توتگرگ وبارون

بی توسخته زنده بودن   ولی باتوم شه آسون

 

سبز  سبز  سبز  سبز      با تو زنـــدگــی بـــــــهـــاره

قلب عاشقم به جز تو      هیچ کسی رو دوست نداره

    

    به خــدا به جز تو هرگز   عاشق کسی نبودم

    تویی توهمه کس مـن    تویی تو همه وجودم

 

گل عشق اگه بمیره     باز دوباره سبزنمی شه

بادل شکسته عمری    گریه می کنیم همیشه

 

  چرا  دوری و جــــدایی     بیا تا با هـم بمونیم

    بی خیال حرف مردم      قهر و از دلها برونیم

 

ای دلیل شــــادی من    نمی خوام ازت جداشم

اگه عشق من نباشی   نمی خوام که زنده باشم

 

مهر91


برچسب ها: بی توسخته-با تو ، به جز تو هرگز ،

یکشنبه 26 آذر 1396

اولین دیدار

   نوشته شده توسط: علیرضا امنیه برازجانی    نوع مطلب :متن ادبی..دلنوشته .عاشقانه ،

اولین روزی که تو را دیدم. لبخند  زیبای تو در قلبم نشست. از آن روز احساس دوباره دیدن تو وجودم را تسخیر کرذه بود. دیدن دوباره ی تو آرزوی بزرگ من شده بود .تمام دعاهایم رسیدن به تو بود و لحظه هایم با تو سپیده می زد و شب ها نگاه جادویی چشمانت برایم لالایی می خواند. زمان ها گذشت و ما عاشق هم شدیم .به خاطر همدیگر از همه چیز و همه کس عبور کردیم .باهم به شادی خنده



کردیم و چشم در چشم هم غم ها را گریستیم . زمان ها رفتند و به اینجا رسیدیم .تو رفتی و من ماندم و خاطرات زیبای با تو بودن. همین که هنوز به یاد تو بیدارم و چشم انتظار شنیدن صدای تو خیره به در مانده ام .احساس تنهایی ترس آوری  وجود مرا لبریز اندوه کرده است .و این یعنی هنوز به تو احتیاج دارم. برگرد  برگرد .....برگرد....


برچسب ها: احساس دوباره-زمان ها رفتند ، برگرد-به تو محتاجم ،

تعداد کل صفحات: 54 1 2 3 4 5 6 7 ...

ابزار های وب فارسی ، نایت اسکین - کد مترجم گوگل