تبلیغات
ارمغان شعروترانه
پنجشنبه 15 مهر 1395

دردسالمندان2

   نوشته شده توسط: علیرضا امنیه برازجانی    نوع مطلب :غزل اجتماعی.پندنامه ،

آخـرچــرا مـــادربه جای گـریه می خنـدی

ازبغض تـوپیـــــداست که دلتنگ فرزنــدی

اِنگاریـادش رفـتـه است آن بی کسی ها را

احســاس وعشق مـــــادرودلـواپـسی هـا را

یادش نبــود ازدولـت اشک تـومی خنـدیـــد

گهـــواره اش با دست لـرزان تـومی جُنبیـد

یـادش نبـــــود آن عشق هـای مــادرانـه را

یـادش نبـــــود آن بوســـه های کـودکانه را

این لحـظـــه های آخرعُمــرت صدایش کن

شایـد خــــدا اورا به بخشـــد تـودعایش کن

بـا تـارِ مـــوی مــادران دنیــا بـرابـرنیسـت

نزد خـــدا درمَرتبت هم شــأن مــادرنیسـت

آن قــدرنشنـــاسی کـه مــــادررا برنجـــانـد

اورا خــــــدا درآتــش قهــــرش بـســـوزانـد

یک ذرّه قلـب مـــــادری را گـــربیــازاریـم

نـزد خــدا فـــردا چه جـای بخشـشی داریـم

تا زنده است افسوس قـــدرش را نمی دانی

ســـودی نـدارد بعـــــد ازاودیگــــرپشیمـانی


برچسب ها: فرزندغیرت ،

جمعه 12 آذر 1395

پایان دنیا

   نوشته شده توسط: علیرضا امنیه برازجانی    

بــزارکمــی بیشـــتر بگم از آخرالزمون

تعـدادی از هزار هزار نشونه های اون

یه نشونه هایی گذشـته اومـده  رفته

نشــونه ی امروز و فردا رو میگم بدون

بعضیهاش وهر روزداری باچشمات میبینی

زن ها جای مردا رو گرفتند توی خـــــــونه

زن ها مثل مردان شدن مردان مثل زن ها

زن ها همه شدن مدیر عامل کارخـــــــونه

اسم عجغ وجغ می زاریم رو بچه هامون

بی حجابی بین مردم امری رایج شــــده

حق وباطل قاطی شده هرکی به هرکیه

رسم و رسوما  مثــل برج پیــزا کج شده

زن هاسرکارن و مردا هـــــمه بیــــکارن

مردا همه دیپلمه و زن هالیسانس دارن

زن هاهمه مردان وتوی مشتشون دارن

میگن تو آخرالزمون زن ها همه کاره ان

می گن تو آخرالزمــــــون جاها عــوض می شه

پیـرا صــدســـاله می شن و جـــوونا می میــرند

مــردم حتــی  دیــگه  دروغ   و  بـــاور   نــدارنــد

می گن همه  از هم دیگه فاصـــــــله می گیرند

دعـــاهــامون از سقف  خـــونه  بالا نمی ره

دنــیا پر می شه از عذاب و سیــل و زلــزله

مثـل ایـدز و ابـولا و آنـفــــولانـزا خــــــــوکی

بیمـاری های جـور وا جـــور می کنه  ولوله

فحش و دروغ و غیبـت و زنا زیاد می شـه

دزدی و بی حـــــیایی و ربا زیاد می شــه

هـرکــجای دنیـا بری آســـــمـون یه رنــگه

مرگ سرخ و سفید توی دنیا زیاد می شه

هـرچی کنیم هرکی باشیم دنیاتموم میشه

وقتــــی که صاحب الزمـــون  ارباب مون بیاد

زشـتی ها رو پاک می کنه از عالم هــستی

ویـرونه ها رو می کنــه با دـست خـــود آباد


کپی جایزنیست مگربانام شاعرلطفا



برچسب ها: آخرالزمان 2 ،

جمعه 12 آذر 1395

ترامپ-آخرین خونریز

   نوشته شده توسط: علیرضا امنیه برازجانی    

تو آخــرالزمـــون  یکی مـــــــیاد که باکــاراش

هـــر جا یه آبـــادی باشـــه می کنه  ویــرونه

حرف های خوب خوب میزنه واسه طرفداراش

یکی که اصـــل ذات شــوکـــسی نمـی دونه

میگن موهاش زردودوتاچشماش رنگ دریاست

میگن که رو حرف شـــــیطون حرفی نمی زنه

میــگن که خیلی خون خواره مثل دراکـولاست

آدمـــای خــوب دنیـــــــــا رو گـــردن مــی زنه

اینکه کیه اسمش چیه می خوادچه کارکنه

می خواد چه خاکی  بریزه روسر این عــالم

می خوادشیطون وروی گرده مون سوارکنه

تو خیلی از کتاب ها من خوندم که  اون آدم

میــــگن اســـم کوچـک اون آقــاهه دجـــاله

دجال کیه دجال چیه خیلی درگـــــــیر بودم

من با خودم نشستم و فکر و  قاضـی کردم

شناختمش تابشناسیش این شعروسرودم

اون کیه که دوتاچشماش آبی ،موهاش زرده

خـــط نشـــون می کـــشه واســه مردم دنیا

یه آدم ثروتـــمـــند و مـــــــــغرور و بــی درده

اون  کیه  که دشـــمنی داره با   مســــلمونا

وقتی که حرف می زنه ازحرفهاش خون می ریزه

اون کیه که  دلش می خواد رئیس جمـــهور شه

اگه رئیس جمـــــهور بشه خیلی غم انگـــــــیزه

هـر چـی بگی زر داره می خواد صــاحب زور شه

ماشـــاءالله بارک الله صـــد آفــرین به تو

میلیاردر  نیویورکی و عاشــق زنهاســت

بعد از اوباما اون رئیس جمهورآمریکاست

ازاون پدرسوخته ها و از اون آدم بداست

وقتــی ترامــپ بیــاد کنار نتـــانیـــاهـــــــو

دنیا رو به آتش می کشنداین دو تا جـــــلاد

رحمی به هیچ کس نمی کننداین دوتاابلیس

دنـــیا سراسر می سوزه تو آتـــــــش بیداد

هر جای دنیا رو به بینــی داره می ســوزه

واسه عــقاب آســــمونها جای امنی نیست

از آســـمون بارون آتــــش پـــــــاره می ریزه

نابود میشه بادست انسان هامحیـط زیست

اون روز معـــــــلوم می شه فرق بین حق  و باطل

روزی کـــه آب دریاهـــا همــــرنگ خــــون می شه

اونکه دستش دست خداست می رسه به ساحل

روزی که حتی عاقل از وحشت مجــنون می شه

یک کوه غیرــت جلوشــون قدعلم می کنه

یــکی که سـربازاش دلــیر و باشــــــهامتند

مردی که ازهیچ کس غیر از خدا نمی ترسه

مـــردان او دلیــر و مشـــــتاق شـــهادت اند





برچسب ها: آخرالزمان 1 ،

چهارشنبه 5 آبان 1395

یادپدر

   نوشته شده توسط: علیرضا امنیه برازجانی    نوع مطلب :غزل اجتماعی.پندنامه ،

پربـود ازیاد خـدا هرروزوشب نجـــوای او

باهـرطپش ذکرحسین بنشست برلب های او

ازسجــده ی طولانیـش وقت نمـازشـب بُـود

نوری که پیـدا بود دررخسـاره وسیمــای او

تا بـود لبخند پـــدر،جایی برای غـــــم نبـود

دلشـــاد بودیم با گُل لبخنــــد پَرمعـنــــای او

دیگــــرنمی آیـد پدر،وقتی که دلتنگش شویم

بوسه به عکسش می زنیم،یاد رُخ زیبای او

هرلحظه می گویم اگـــرآید پدردرخواب من

باعشق می بوسم قســـم خاک کف پاهای او

گـرچه پـدررفت ودگــررویش نمی بینم ولی

درعالــم رؤیا زنـم بوســـه به سـرتا پـای او

ازبسکه با ذکرخدا هرروزوشب مأنـوس بود

صدهاگره وامی شد ازدست گره بُگــشای او

گنجینه ی عشق پدرافســوس رفت ازدستمان

شکرش که گنج مادری داریم هنوزهمتای او

93


یکشنبه 18 مهر 1395

پاسدارحرمت زینب

   نوشته شده توسط: علیرضا امنیه برازجانی    نوع مطلب :غزل اجتماعی.پندنامه ،

هستی شهیـد راه زینب با حضــــورخویـش

جان کرده ای تسلیـم زینب با غرورخویـش

صحـــن وسـرای بارگـاه عشـق کــــرده ای

با خون غیرت سرخ ونورانی به نورخویش

برگِـــرد شمــــع حُـبِّ زینب، مثــل پـروانـه

می سوزدوجان می دهدباشوق وشورخویش

تـوایسـتـــــاده بـرسـرپیمـــــان شبیـــــه کـوه

تقــدیـم زینب کرده ای قلب صبـــورخویـش

حتیٰ شکستـــه بال وپر عـرش آشیـان تویی

همـــــوارکـردی تا خـــدا راه عبــورخویش

بی واهمه اززخـم ترکـش های سینــه سوز

بیــــداد را بـرباد دادی با ظهـــــورخـویـش

تـدریـس تـو درس ولایـت دار بـودن اسـت

وازینبا حک کرده ای برکــوه طورخویـش

میعـــــادگــاه  زائــران غیــــرت و شـرف

ای تا همیشـــه جاودان زنده به گورخویش

ای پاســـدارحُرمت زینب ،به سوی دوست

نزدیک کردی با شهــــادت راه دورخویش



برچسب ها: مدافع حریم حرم عشق ،

شنبه 17 مهر 1395

امن آفرینان

   نوشته شده توسط: علیرضا امنیه برازجانی    نوع مطلب :غزل اجتماعی.پندنامه ،

بازمهــــــرعاشقـــان دردل نشست

بغض پنهـان درگلـوهامان شکست

بازدلتنگ شهیــــــدان اشک خـون

می رودازچشمه ی چشمان بُرون

هرزمـان یادِ شهـیـــــدان می کنیم

یاد آن  کـــوثـرنشینـــان می کنیـم

دشت دل هامی شود سیـراب غــم

سینه هامان می شود مُـرداب غــم

سربه سردل ها پُرازغــم می شود

چشـــم ها لبـریز شبنـــم می شـود

چون که شهبازان ازاینجـا پرزدند

همنشین چشمــــه ی کــــوثـرشدند

مـادرمیهــــــن پــس ازآنان نـدیــد

بعــــد ازآن اَمـن آفرینــان شهیـــد

مردمــــان مـــرد عاشـق پیشه را

آریا مــــردان نیک اندیشـــــه را

یاد غوّاصـــــان ارونـدی بخیــــر

قُلّـــه گـــــردان دماوندی بخیــــر

یاد اخـلاص بسیجـی هـا بخیــــر

باد آن شمـــع دوئیجی ها بخیـــر

مرگ آن ها شیوه ی دلداگی ست

خاک آن ها کعبه ی آزادگی ست


برچسب ها: شمع دوئیجی ،

چهارشنبه 14 مهر 1395

کوه غیرت عبّاس(ع)

   نوشته شده توسط: علیرضا امنیه برازجانی    نوع مطلب :سپید و نو( اجتماعی) ،

کاروان به سوی نورصعودمی کند

رشته های محکم عشق نردبان آسمانی خداجویان است

خفّٰاش ها درکمین خنجربه دست

ومُریدان آن سوی فرات

ظلم را به مسلخ عدالت ،سربریده می خواهند

شروعی جاودانه آغازمی شود

کربلا میعادگاه عُشّٰاق حسینی است

وآزاده ای سدِّ راه سیّد کائنات

وسبط ختم المرسلین

پاره پاره ازحقیقت می گوید

انقلابی اَبدی آغازمی شود

خون خدا چشمه ی همیشه روان حقیقت

واینک ماییم بعد ازعبورقرن ها

چشم انتظارحسینی دیگر

بای دمشق وفاداری کنیم

تاعلی تنها نماند 


برچسب ها: محرم 95 ،

چهارشنبه 14 مهر 1395

مختارثقفی

   نوشته شده توسط: علیرضا امنیه برازجانی    نوع مطلب :غزل اجتماعی.پندنامه ،

کیست مختـــــار همـان مُنتقــم کـــرّاٰراست

عاشق ومنتقـم خـون خـــــدا مختـــــاراست

کیست مختــــارٱمیـــد دل ومظلـومان است

روشنی بخش شب دیده ی درویشـان است

کیست مختارسرا پای وجودش عشق است

عاشقی که همه ی بودونبودش عشق است

عشـق مختـــــار علی بن ابی طالـب  بـود

آن که با عشق علی راه خــدا می پیمـــود

کیست مختارهمان مـرد که همدرد علیست

اعتبارش همه این بود که شاگـرد علیست

مرهم زخـم دل زینب وخونخــــواه حسین

دل او سوختـــــه ازسینـــه ی پـرآه حسین

هست مختـــــارعلمــــــدارقیــــام  شیعــــه

باعـث  حُـرمـت  اســـلام و دوام شیعــــه

شیــرمـرد ثفقی مُجـری دستـــــورخـداست

دانش آموخته ی مدرسه ی شیـــرخـداست

94


برچسب ها: منتقم کربلا ،

چهارشنبه 14 مهر 1395

کودک عشق 3

   نوشته شده توسط: علیرضا امنیه برازجانی    نوع مطلب :سپید و نو( اجتماعی) ،

آی! آن ها که شنیدید به تشخیص رسید

گرگ ها بَرّه صفت می آیند

جامه شان هست زعشق

تارو پودش همه ازجنس هوس

قیمت خواب تغافُل همه ی زندگی است

تا رسیدن به سر قله ی عشق

باید عنقایی شد

بهربگذشتن ازاین وسعت بیگانه ی ژرف

نتوان دل به بلَم پاره ی احساس سپرد

ناخدایی باید

آشنا با ساحل

تجربه ،اندیشه


برچسب ها: آبروداری کن ،

چهارشنبه 14 مهر 1395

کودک عشق 2

   نوشته شده توسط: علیرضا امنیه برازجانی    نوع مطلب :سپید و نو( اجتماعی) ،

رقص نورانی ذزّات طلا

روحمان رابه فراسوهابُرد

وحُباب آینه ی گرم بلوذم پوشید

ودرآن سردی شب

شبنم ازابرتنم می بارید

تشنه کامی خمّٰار

می چشید،دُزدانه

شربت ازغنچه ی شورانگیزم

پس ازآن موسم ناهشیاری

که چنان سنگ صبور

حرمت عشق زمین گیرم کرد

ناگهان دیده گشودم هیهات!

رفته بود عاشق دزد

دزدآن گوهریکدانه ی پاک

آن که با او پرازاحساس نجا....ب...ت.بو.

آخرش گفت سیه دل برگرد

آه مونس همدم،حرف بزن

و نیامد پاسخ

پیکرش ازسردتر از سردی یخ

آسمان با ابرش

وزمین با چشمه

خیره برپیکرقربانی عشق، باریدیم

93


برچسب ها: فاجعه ی عشق ،

چهارشنبه 14 مهر 1395

کودک عشق1

   نوشته شده توسط: علیرضا امنیه برازجانی    نوع مطلب :سپید و نو( اجتماعی) ،

ناشکیبانه دراندیشه ی پرتاب وتبم

می خروشدبانگی

من دلم می خواهد

بِدِرم پرده ی تاریک سکوت لب خویش

باید این بغض گلوگیرشود بانگ خروش

باید این عقده ی جانکاه بریزم بیرون

رازیک فاجعه ی قرن یخی

رازآلودگی کودک عشق

دامن آلوده کسی را دیدم

قلبش ازجنس کویر

حرف هایش همه درد

شکوه هایش همه سوز

بغض هایش همه آه!

گفت یک روزکه میلاد شقایق ها بود

من ویک عاشق نیرنگ سرشت

توی مهتابی شب

چهره درآب روان می شستیم

ادامه.....



برچسب ها: فاجعه ی شهوت ،

سه شنبه 13 مهر 1395

باالاجبارفراق

   نوشته شده توسط: علیرضا امنیه برازجانی    نوع مطلب :چارپاره.تک جمله .... ،



من ودنیایی ازحسرت،شبیه شمع خاموشم

من وعشقی که بعدازمُردنم کرده فراموشم

من وآن آخرین جامه که بالاجبارمی پوشم

مـن و بی جانی وبارگنـاهانی که  بـردوشم


برچسب ها: بعدمردنم ،

سه شنبه 13 مهر 1395

برزخ

   نوشته شده توسط: علیرضا امنیه برازجانی    نوع مطلب :چارپاره.تک جمله .... ،


رفیقانی که جاماندید،قسم روزحسابی هست

قیامت مثل دنیا نیست حسابی وکتابی هست

قیامت عادلی هست وسؤالی وجوابی هست

اگرباورکنی یا نه، گنه کاران عذابی هست


برچسب ها: عذابی هست ،

دوشنبه 12 مهر 1395

هیبت مرگ

   نوشته شده توسط: علیرضا امنیه برازجانی    نوع مطلب :چارپاره.تک جمله .... ،


هیبت مرگ ازپس ومنزلگـه آخـــربه پیش

پس سبکباران رسندبرساحل مقصودخویش

.....................................

هرلحظه ی عُمرت راچون روزحساب آید

پرسندوبپـرس ازخود چون روزجواب آید


برچسب ها: حساب آخرت ،

دوشنبه 12 مهر 1395

بی سرپناه

   نوشته شده توسط: علیرضا امنیه برازجانی    نوع مطلب :چارپاره.تک جمله .... ،


ایـن جا کسی آرام بـرساحــل نشسته است

درموج دریادیگری با مرگ روبه روست

بی اعتناهمسایه ای درخواب راحـت است

بی سرپناهی را هزاران خـاردرگلـــوست


تعداد کل صفحات: 12 1 2 3 4 5 6 7 ...